كساني كه براي دفاع از افراد موهوم سينه چاك مي كنند و بدون هيچ دليل و مدركي به آبرو ريزي عليه نظام برآمده از خون شهيدان مي پردازند جانبازان 70 درصد قطع نخاعي را مورد ضرب و شتم قرار مي دادند.
مصطفي پركره در حالي كه در آن زمان حدود 16 سال بيشتر نداشت از نزديك شاهد رفتار غير انساني دار و دسته كروبي با جانبازان قطع نخاعي ويلچرنشين بوده است.
همه مردم فکر می کنند جانبازان همواره در ناز و نعمت زندگی کرده و از مواهب بنیادهای متولی امور آنان ، بهره ها برده اند.
اما وقتی پای خاطرات "مصطفی پرکره" جانباز قطع نخاع 70 درصد نشستیم ، چیزهایی شنیدیم که ابتدا باور کردنش سخت بود.او از حملۀ دار و دستۀ مسلح آقای کروبی به آسایشگاه شمارۀ 2 جانبازان امام خمینی در تابستان 1362 گفت. از اینکه اراذل و اوباش استخدام شدۀ رئیس بنیاد شهید در آن سال ها ، به قصد کشت 40 – 50 جانباز قطع نخاعی را کتک زدند و پس از غارت آسایشگاه ، آنجا را پلمب کردند. حتی 5 – 6 جانباز را به دلیل اعتراض به نحوه مدیریت آسایشگاه به دیگر آسایشگاه ها راه ندادند تا آواره شوند. باور کردن این چیزها در چنین روزهایی که مهدی کروبی با تمسک به مشتی جعلیات کمر به بی آبرو کردن نظام اسلامی بسته ،حالاديگر چندان دشوار نیست.
مصطفی که سال 60 در 16 سالگی راهی جبهه شده ، متولد تهران است و اکنون 44 بهار از زندگی اش می گذرد. او بسیجی اعزامی از پادگان امام حسن (ع) و جمعی تیپ نجف اشرف بوده که طی مرحله دوم عملیات بیت المقدس و در تاریخ 19 اردیبهشت ماه 1361 در منطقه شلمچه قطع نخاع می شود.با او از بلاهایی که کروبی و عواملش بر سر جانبازان آسایشگاه شمارۀ 2 امام خمینی می آوردند به گفت و گو نشستیم. براي خواندن متن كامل گفت و گو كليك كنيد.
لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 14:33 توسط :: سیدمحمد ::
از جنابعالي كه منتسب به بيت شريف مرجعيت هستيد و از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تا كنون در مناصب و عرصههاي گوناگون از خوان نعمت جمهوري اسلامي ايران و امام بهره وافر نصيبتان شده است و به لطف و مدد الهي اين باب همچنان به روي شما و ساير عزيزان بيت شما باز و روزافزون است تعجب است كه چرا برخلاف نظر غالب دوستان اعم از جناح چپ و راست كه شرايط كنوني كشور را بسيار حساس و گذر منطقي و عقلاني از آن را ضرورت حفظ و تداوم نظام و انقلاب و منافع ملي ميدانند، شمشير از رو بستهايد و اقدامات خيرخواهانه و دلسوزانه شخصيتهاي برجسته و خدمتگزاران صديق انقلاب را به رودررويي با نظام و اقدام عليه امنيت ملي كشور تفسير نمودهايد. آيا احتمال نميدهيد كه اعتراض مردم و نخبگان و جناحهاي سياسي كشور درباره انتخابات براي كشف حقيقت و رفع ابهام از ذهنها باشد يا در مورد يادگار امام، جناب آقاي حاج سيدحسن خميني، آيا هيچ دليل موجهي از حجت شرعي يا مشكل شخص و امثال آن پيدا نميشود كه به ناچار به دروغپردازيهاي هدفمند دهها بولتن و جعليات بعضي از چهرههاي پشت صحنه تخريب روي ميآورند و در اين روزها مكرر ملاقات ايشان را با مراجع يا سفر به فرانسه و يا شركت در جلسات سران اصلاحات و كانديداتوري رياستجمهوري القاء ميكنند و دانسته يا ندانسته بر اساس آنها نظريهپردازي و قضاوت نموده و جالب اينجاست كه تمام خبرهايي همانند اين، دروغ و بياساس است و بعيد است گويندگان از دروغ بودن بياطلاع باشند. اكنون بهتر كه در اين مجال يك تقسيمبندي اوليه و كلي ارائه دهم و قضاوت را در مورد افراد و گروهها به خود مردم واگذارم.
ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 12:39 توسط :: سیدمحمد ::
محمد ابراهیم همت، فرمانده پرافتخار لشكر 27 محمد رسول الهی(ص)، در خصوص درس شهدا برای جامعه امروز و این كه اگر شهدا امروز بودند، چگونه عمل می كردند، گفت: هر گوشه از زندگی شهدا، دارای درس های بزرگی است.
وی كه در آخرین روز هفته دفاع مقدس با خبرنگار "آینده" گفتگو می كرد، اظهار داشت: خود حاج همت در روز آخر به مادر من گفته بود، تو را در جامعه ای می گذارم و می روم كه در بین هزار نفر، یك مرد هم پیدا نمی كنی. این نشانه آینده نگری شهداست و آن ها به نظر من امروز را دیده بودند كه از خدا شهادت خود را خواسته بودند. من اعتقاد ندارم حاج همت تك بود، بلكه اعتقاد دارم آدم های زیادی شبیه حاج همت هنوز در این كشور و همین جامعه زنده هستند، اما خانه نشین هستند. نمونه آن ها شهید حاج داوود كریمی بود، با آن سابقه و آن رشادتها كه خانه نشین شد و مورد آزارهای شدیدی قرار گرفت و سرانجام مظلومانه از دنیا رفت.
مهدی همت گفت: اگر شهدا بودند، كارهایی كه الان به نام سپاه انجام می شود، انجام نمی دادند. حاج همت تمام زندگی اش امام بود و آرزو داشت در جامعه ای كه نفس امام نیست، نباشد. حرف امام هم این بود كه سپاه حق ندارد نه در سیاست و نه در اقتصاد دخالت كند. این یكی از آینده نگری های مهم امام بود كه می توانست مانع ضربه به كشور شود. این بهانه هایی هم كه الان آورده می شود كه ما مجبور بودیم و غیره، توسط شهدا از این حرفها بیان نمی شد. هر جا كه خلاف اصولشان عمل می شد، كنار می كشیدند.
ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 1:13 توسط :: سیدمحمد ::
امیر مؤمنان (ع) با مخالفان خود كه با تمام جمود و تحجر و با تمام قدرت و لجاجت علیه حكومت او قیام كرده بودند، یعنی با باغیان و مجرمان سیاسی حكومتش آنچنان با بزرگواری و سعهصدر برخورد میكرد كه از حوصله بشر خارج است. بهطوری كه شهید مطهری در این مورد میگوید: « امیرمؤمنان (ع) باخوارج در منتهی درجه آزادی و دموكراسی رفتار كرد… شاید این مقدار آزادی در دنیا بیسابقه باشد كه حكومتی با مخالفین خود تا این درجه با دموكراسی رفتار كرده باشد» (1)
استاد مطهری سپس نحوه برخورد و رفتار شاهكارعلی (ع) با مخالفینش را توضیح میدهد. (2) مخالفان علی (ع) بسیار عنود و لجوج و سرسخت بودند بلوا و آشوب به پا میكردند و بیش از حد آزارش میدادند ولی آن بزرگوار احدی از آنها را ترور نكرد و یا دستور ترور و كشتن آنها را صادر نكرد و حتی ترور كننده جنگ افروزترین دشمن خود را كه فرماندهی جنگ جمل را علیه او برعهده داشت، سرزنش نمود و وعده آتش جهنم به او داد (3) و احدی از مخالفین و منتقدان خود را دستگیر و زندانی نساخت. بلكه یك شلاق حتی یك سیلی هم به آنها نزد.
مخالفین علی (ع) میآمدند، در برابر آن حاكم مقتدر، شجاع و نترس میایستادند. در پیش یاران و عاشقانش با جرأت تمام و بیشرمانه و بیباكانه فحش و ناسزایش میگفتند، توهین و تكفیرش میكردند میگفتند یا علی تو كافر شدهای باید توبه كنی علی (ع) با استدلال و منطق پاسخشان میداد. توجیهشان میكرد تا آرام بگیرند و هدایت شوند ولی فایدهای نداشت، اما علی باز كار به كارشان نداشت، یاران و عاشقانش میخواستند آنها را بزنند، بكشند ولی آن بزرگوار جلوگیری میكرد (4) و نه تنها از ضرب ، مجازات و ترور ممانعت میكرد، بلكه حتی اجازه سب و ناسزاگویی هم به آنان نمیداد و میگفت من دوست ندارم یاران و دوستان من ناسزاگو باشند. دهن به بدگویی بگشایند. (5)
حقوقشان را از بیتالمال قطع نكرد، از مساجد و مجامع اسلامی طردشان نكرد تا روزی كه شمشیر برداشتند و آشوب و بلوا به پا كردند و كشت و كشتار به راه انداختند علی(ع) ازشروع جنگ خودداری نمود، (6) و از هر طریق ممكن اتمام حجت كرد تاجنگی اتفاق نیفتد (7) آنگاه كه همه راهحلهای مسالمت آمیز را به روی خود بسته دید، بهناچار شمشیر بهدست گرفت تا غائله و آشوب را بخواباند، بعد از پیروزی و خواباندن آشوب هم همه را عفو كرد و رهایشان ساخت تا زندگی كنند(8) و اموالشان را به خودشان مسترد نمود و از حكم ارتداد آنها خودداری كرد و عملاً حكم اسلام را برایشان جاری ساخت. (9)
روش علی(ع) نه تنها در جرایم سیاسی بلكه در جرایم و گناهان عادی نیز همینطور بود. علی برای كسی با استدلال و توجیه، جرم و گناه ثابت نمیكرد. اثبات جرم در سنت و سیرت علی جایی نداشت. نه تنها اثبات جرم علیه كسی نمیكرد، حتی از ثبوت جرم هم تا حد امكان و هر مقدار كه راه داشت، جلوگیری می نمود.
امام علی نه تنها مجرمین و متهمین را به اعتراف و اقرار وادار نمیكرد، بلكه آنان را از اعتراف و اقرار به جرم برحذر میداشت و از شنیدن اقرار و اعترافات آنان خودداری میكرد تا جرم و گناه برایشان ثابت نشود و حكم خدا و مجازات برایشان متوجه نگردد و از اسلام شلاق نخورند، رنج و زندان نبینند. یعنی در واقع در ثبوت جرم و مجازت برای مردم، تسامح به خرج می داد و از اعتراف و ثبوت جرم و تحمل مجازات جلوگیری مینمود (10) ولی آنجا كه حد و تعریز ثابت میشد در اجرای آن كوچكترین اغماض و تسامح را روا نمیداشت.
مجرم هركسی و در هر مقام و نسبتی بود، بدون تبعیض، بر اجرای حد و مجازات، پافشاری میكرد. تا حكم خدا را اجرا نكرده از پای نمینشست یعنی سختگیری و حساسیت علی در مسأله جرم و جزا فقط در چهار مورد بود: 1.ظلم بر مردم 2.حقوق مردم ( حقوق خصوصی) 3. حیف و میل وخیانت در بیت المال 4.اجرای حدود بعد از ثبوت جرم و نه در اثبات جرم كه بخواهد جرم را در مورد كسی با تحلیل و استدلال و یا با اعتراف گرفتن به اثبات برساند، آنگاه او را مجازات كند.
نه اصلاً و هرگز!! این بود روش، سنت و سیرت علی(ع) كه در تاریخ زندگی او قطعی و كلمه به كلمه مستند است و اختلافی در میان تاریخنگاران و سیره نویسان وجود ندارد.
پی نوشت ها:
1. شهید مطهری، كتاب جاذبه و دافعه علی : 143
2. شهید مطهری: كتاب جاذبه و دافعه علی(ع): 144 و كتاب سیره ائمه اطهار(ع): 36 .
3. احادیث عایشه ام المومنین : پاورقی : 164
4. علی امیرمؤمنان (ع): « انما هوسّب بسبّب او عفو عن ذنب» شما حق ندارید او را بكشید و یا آزاری به او برسانید او یك ناسزا بمن داده پاسخ آن فقط یك ناسزا و یا عفو از یك گناه است !! (نهجالبلاغه : حكمت 420)
5. نهج البلاغه: خطبه 206= « انیّ اكره لكم ان تكونوا سبّا بین...» من خوش ندارم كه یاران و شیعیان من بددهن و فحاش باشند گرچه نسبت به دشمن !!
6. تاریخ طبری: 4/53.
7. احادیث عایشه ام المؤمنین نوشته علامه عسگری: 159، تحت عنوان «الاعذار قبل الحرب» یعنی اقدامات پیشگیرانه و اتمام حجت قبل از شروع جنگ بهمنظو جلوگیری از وقوع جنگ.
8. احادیث عایشه ام المومنین: 181.
9. همان مدرك.
10. علی امیر مؤمنان علیه الّسلام در شنیدن اقرار متهمان گوش سنگینی میكرد و تشكیك مینمود و گاهی هم آنها را از اقرار كردن منع مینمود و میفرمود: «ایعجز احدكم اذا قارف هذهالّسیئةّ ان یستر علی نفسه كما سترالله علیه؛» آیا نمیتوانید گناهی كه مرتكب شدهاید آن را فاش نسازید و به آن اقرار نكنید و روی آن را بپوشانید آنچنانكه خداوند پوشانده است؟! (من لایحضره الفقیه: 4/21)
لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 13:27 توسط :: سیدمحمد ::
خواهر شهیدان مهدی وحمید باکری بیانیه ای منتشر کرد که بخشهای از آن در ادامه می آید:
بنده حقیر خواهر سه شهید هستم، در زمان رژیم شاهنشاهی برادر بزرگم شهید و برادر دیگرم به حبس ابد محکوم شد. دو برادر دیگرم نیز در حکومت جمهوری اسلامی به شهدات رسیدند. سی سال از عمرم را در حکومت ستمشاهی سپری کردم...
برادرم مهدی باکری به دنبال برقراری حکومت عدل علی بود. شبهایی که شبنامه و اعلامیه به خانه میآورد تا به همراه دیگر برادران و خواهرانمان در خانههای اطراف پخش کنیم به من میگفت: خواهر من، حکومت عدل علی در ایران حاکم خواهد شد. تو دیگر نگران گرسنه خوابیدن بندههای خدا نخواهی بود. دیگر همسایه بیخبر از همسایهاش خواهد خوابید و... هیهات که برادرانم و هزاران شهید دیگر با این آرزوها از همهچیز و همهکس خود گذشتند... و امروز عدهای که از گذشتگان عبرت نمیگیرند با قدرت به آنها اجازه نمیدهند که به خود آیند. با سوء استفاده از نام اسلام و شهدا با مردم هموطنشان چه میکنند؟
برادران من مهدی و حمید عاشق همسران و خانواده خود بودند. وقتی حمید به خانه میرسید، احسان از شانههای پدرش پایین نمیآمد. هر گاه مهدی از جبهه باز میگشت، ساعتها با خواهر زادههای خود بازی میکرد. اما با وجود این علاقه آنها عشقی والاتر به خدا، میهن و اسلام واقعی داشتند که تمام عشقها را تحتالشعاع قرار داد و باعث شد آنها از تمامی لذات دنیا دست بکشند...
اما در مورد همسران برادرانم جملات نامربوطی شنیدهام. شما اگر ذرهای شرم از مقام و خون شهید داشتید. امروز این بیحرمتیها را به همسران شهدا نمیکردید، کسانی که تا قبل از این بیعدالتی اخیر حاکمیت، با چنگ و دندان از این حکومت حمایت کردهاند. چطور یکشبه مستحق این همه توهین شدهاند؟ آنها شبها در خفا برای همسران خود گریستهاند تا کسی اشکهای آنان را نبیند. تا مثل حضرت زینب محکمو استوار باشند. آن وقت شما تازه به دوران رسیدهها که باکری را نمیشناسید، میگویید همسرانشان دیگر باکری نیستند؟! شما که هستید که چنین حقی به خود میدهید؟!
من به عنوان بزرگ خانواده باکری به همسران برادرانم افتخار میکنم، همسر مهدی با خواهش خانواده باکری با فردی که ارزش و حرمت شهید را میداند، ازدواج کرده است. ایشان از ابتدای ازدواجشان عکس مهدی را به دیوار خانهشان آویختهاند و با فرزندانشان در مورد عمو مهدی حرف میزنند و فرزندانشان از زمان تولد، مهدی را به عنوان عمو و انسانی والا شناختهاند. آن وقت شما میگویید چرا اسم باکری را دارند؟!
بعد از مراسم چهلم مهدی و حمید من به عنوان بزرگ خانواده، به هر دوی آنها گفتم ازدواج کنند و این چیزی جز فرمان خدا نبود. همسر حمید با داشتن دو فرزند، جوانی و همه چیزش را صرف تربیت آنها کرد و خدا میداند چه فشارهایی را به تنهایی به جان خرید تا فرزندانی صالح تربیت کند. فرزندان پاکی که شما از تهمت زدن به آنها هم ابایی ندارید. همسران برادرانم به حرمت زندگی کوتاهی که با برادر من داشتهاند. نور چشم خانواده باکری هستند و خواهند ماند.
خوشحالیم که خانواده ما بدهی به نظام جمهوری اسلامی ندارد، نه از حکومت کمکی دریافت کردهایم و نه به موقعیتی چشم داشتهایم، نه سهمخواهی کردهایم و نه سهمی خواهیم خواست. من وظیفه خود میدانستم این نامه را برای شادی روح شهیدانم بنویسم. باشد که برای آنها که آخرت را فراموش کرده و به خاطر قدرت کثیف مادی چشم به حقایق بستهاند، نیز تذکری باشد تا بندگی خدا بکنند و نه برده بنده خدا باشند.
زهرا باکری – خواهر شهیدان، علی، مهدی و حمید باکری
لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 18:50 توسط :: سیدمحمد ::
هر چه موافقان برنامه دولت و کابینه دهم ضعیف و از نمایندگان حوزههای انتخابیه کوچک بودند، مخالفان جدی همچون علی مطهری، احمد توکلی، محمدرضا باهنر، یوسفنژاد و نصیری کابینه دهم و مواضع و رفتارهای احمدینژاد را در جلسه علنی امروز مجلس که آغاز بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی احمدینژاد بود، به چالش کشیدند.
در جلسه صبح مجلس که به نطق مخالفان و موافقان برنامهها و خط مشی کلی دولت و ترکیب کابینه دهم اختصاص یافته بود، هنگامی که مخالفان صحبت میکردند سکوت صحن مجلس را فرا میگرفت و نمایندگان و اعضای دولت در صندلیهای خود مستقر میشدند، اما هنگام سخنرانی موافقان کابینه گویی زنگ تفریح فرا میرسید همهمه مجلس را فر گرفته و حرکتهای بسیاری در صحن علنی به راه میافتاد، به نحوی که علی لاریجانی بارها مجبور به تذکر برای رعایت نظم و انضباط جلسه میشد.
ادامه مطلب
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 23:3 توسط :: سیدمحمد ::
ماه مبارک فرا می رسد ، ماه پالایش جسم و روح…
تاثیری که روزه بر سیستم بدن انسان دارد ، مورد بررسی های بسیار قرار گرفته است . در طب امروز و طب قدیم اثر معجزه آسای روزه در ارتقای سطح سلامت بدن اثبات شده است . تاثیر روزه بر سیستم ها و اندامهای بدن به این گونه است که دستگاه گوارش در اثر نخوردن و نیاشامیدن از سحرگاه تا شامگاه، برای مدتی فعالیت شدید ندارد و استراحت این اندام مهم در مدت چند ساعت تاثیری مثبت برتضمین سلامت دستگاه گوارش می گذارد .
هنگام روزه بدن در طول روز به تدریج از اندوخته هایی که دارد استفاده می کند، این اندوخته ها، چربی های اضافه بدنهستند که در اثر پرخوری های گذشته به صورت ذخیره کالری در بدن انباشته شده اند، چربی های اضافی بدن عامل مهمی در ایجاد بسیاری از بیماری ها مانند مرض قند، سکته های ناگهانی ، گرفتگی رگهای خونی، افزایش چربی ، فشار خون و ... است.
روزه زمینه ای برای بر طرف سازی کلیه این خطرات احتمالی است. به عبارتی ماه مبارک خانه تکانی بدن است .
پیامبر (ص) در این باره می فرماید: ((صوموا تصحوا))، روزه بگیرید تا سالم شوید. و در حدیث دیگری می خوانیم ((معده خانه تمام دردهاست و امساک بالاترین داروها))
دانشمند روسی ، " الکسی سوفورین " در کتاب خود می نویسد : روزه تاثیر مهمی در درمان و پیشگیری بسیاری از امراض از جمله ضعف روده ها، التهاب و عفونت ها، دمل ها، سل، روماتیسم، نقرس، بیماریهای پوستی، بیماریهای چشمی، بیماری های کلیوی و کبدی و بوی نامطبوع بدن دارد.
نکاتی که رعایت آن در ماه مبارک رمضان ، موجب سلامت بیشتر فرد روزه دار می شود به شرح زیر است :
- در سحر و افطار از زیاده روی در غذا خوردن بپرهیزیم و بگذاریم بدنمان برای تامین انرژی روزانه از ذخائر خود استفاده کند، سعی کنیم از غذاهایی با پروتئین بالا و چربی کم استفاده کنیم .
- سحرگاه مصرف میوه ها و سبزی های تازه بسیار مفید است و موجب رفع تشنگی در طول روز می شود.
- در هنگام افطار روزه را با یک نوشیدنی ولرم و قند طبیعی مثل خرما یا توت خشک روزه خود را باز کنید و از خوردن غذاهای سنگین و آزار دهنده معده بپرهیزید.
- بدن شما روزانه احتیاج به حداقل 2 لیتر آب دارد که مقداری از آن را از طریق غذا و بقیه را از نوشیدنی ها تامین می کند . سعی کنید برای جلوگیری از بروز کم آبی در ماه رمضان از غذاهای مایع و نوشیدنی حداقل به میزان 6 تا 8 لیوان استفاده کنید . رعایت این نکته در افراد مسن تر اهمیت ویژه ای دارد .
قبولی طاعات و سلامتی شما را از خداوند منان خواستاریم .
لينك ثابت نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 4:45 توسط :: سیدمحمد ::
تازهترین اظهارات آیتا... محمدتقی مصباح یزدی موجب بروز ابهامات گسترده فقهی، فلسفی، تاریخی عقایدی و.. برای شمار زیادی از علما، فقها، مسئولین و حتی مردم عادی شده است.
مصباح یزدی امروز در تازهترین اظهارنظر خود، با این استدلال که رئیس جمهور حکم ولیفقیه را دریافت کرده، اظهار کرده به دلیل آن که حکم ولی فقیه به رئیسجمهور داده شده، بخشی از نورانیت ولی فقیه، به او هم سرایت کرده و اطاعت از رئیس جمهور، اطاعت از خداست.
اگر قرار باشد طبق این شیوه استدلال آیتا... مصباح به اطاعت از خداوند متعال بپردازیم، باید دستکم از بیش از یکصد تن که مستقیماً از شخص ولیفقیه حکم دارند، اطاعت کرده و البته مشکل زمانی پیش میآید که دو تن از این بزرگواران در موضوعی دارای اختلافنظر باشند.
طبق قانون اساسی، قوانین کشور و برخی رویههای دیگر، مقامات زیادی از جمله سی نماینده ولیفقیه در استانها، دهها امام جمعه، حدود 20 فرمانده عالی نظامی و انتظامی، 6 فقیه شورای نگهبان، رؤسای دستگاه قضایی و صداوسیما، اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی و نمایندگان ولیفقیه در بسیاری ارگانها از بسیج و سپاه تا بنیاد شهید و... و دهها مقام دیگر حکم خود را مستقیماً از مقام معظم رهبری دریافت میکنند و پرسش اینجاست که اگر بین دوتن از این افراد اختلاف نظر به وجود آمد تکلیف چیست؟
به عنوان نمونه آیتا.. جنتی با حکم ولی فقیه، فقیه شورای نگهبان و امام جمعه تهران هستند و آیتا... هاشمی رفسنجانی هم با حکم ولی فقیه امام جمعه تهران و عضو و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند و در حوادث اخیر، میزان اختلاف نظر میان این دو نفر به جایی رسید که احمد جنتی در نمازجمعه خود، هاشمی رفسنجانی را تلویحا صحنهگردان اصلی کلیه حوادث پس از انتخابات خواند و اکنون باید از جناب آیتا... مصباح پرسید که در اینگونه موارد چه باید کرد؟ یا ختلاف نظر آقای احمدینژاد و آقای هاشمی به حدی رسید که ولیفقیه در خطبههای نمازجمعه خود به این اختلافنظر اشاره کردند.
البته از نگاه بسیاری از فقهای انقلابی، مشروعیت کل حکومت، ناشی از بودن ولی فقیه عالم و عادل در رأس جامعه است و با این وصف، حتی نمایندگان مجلس یا وزرا و حتی کلیه مسئولان و کارگزاران جزء در جمهوری اسلامی، به ولیفقیه منسوب هستند، اما آیا اطاعت از همه اینها واجب است؟!
اگر رئیس جمهور به مخالفت با حکم ولیفقیه پرداخت، تکلیف چیست؟ و اطاعت از خدا کدام است؟ این در حالی است که دکتر احمدینژاد در هفتههای اخیر در مواردی، اقداماتی برخلاف نظر ولی فقیه انجام داد.
البته در دو مقطع یعنی سال 76 و 80، حجتالاسلام سید محمد خاتمی نیز از رهبری حکم تنفیذ ریاستجمهوری گرفت، آیا آن موقع هم نظر آقای مصباح این بود که اطاعت از اقای خاتمی همانند اطاعت از خداست؟ و در این صورت چرا خود آقای مصباح چندین مورد علیه ایشان به سخنرانی پرداختند؟
منبع:http://alef.ir/1388/content/view/51317/
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 22:10 توسط :: سیدمحمد ::
در شماره پنجشنبه 15/5/88 روزنامه کیهان مقاله ای تحت عنوان «آقای علی مطهری بخواند» به نام آقای محمد امینی درج شده بود که چون شامل توجیه شرعی و ایدئولوژیک ظلمهایی است که در حوادث بعد از انتخابات از طرف نیروهای امنیتی کشور بر مردم روا داشته شد، سکوت درباره آن را جایز ندیدم و البته از اهانتهایی که به شخص اینجانب شده بود در می گذرم و پاسخ را خطاب به جناب آقای شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان می نویسم از آن جهت که با شناختی که از روزنامه کیهان دارم می دانم که این گونه امور در این روزنامه به حکم ماهیت امنیتی آن به شکل پروژه دیده می شود که مثلا بناست فلان شخصیت یا فعال سیاسی را خراب کنیم و البته در این راه معمولا هدف وسیله را توجیه می کند و هم از آن جهت که سطرسطر این گونه مقالات بلکه همه مقالات سیاسی و اجتماعی که در کیهان درج می شود باید مطابق میل جناب شریعتمداری باشد.
از نظر نگارنده اساسا کیهان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و به خاطر کتمان حقایق و بی تفاوتی نسبت به ناراستیهای حکومت، آنهم به بهانه حفظ نظام، از دوستان نادان و البته خیرخواه انقلاب اسلامی به شمار می رود و دوستیهای آن با انقلاب و ولایت فقیه از قبیل دوستیهای خاله خرسه است که معمولا ضرر آن از نفع آن، دافعه آن از جاذبه آن و دشمن سازی آن از دوست سازی آن بیشتر است.
به عنوان نمونه آیا در روزهای اخیر، کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاهها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ گرچه برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشاره ای به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است.
از همین جا پاسخ اینجانب به این پرسش که چرا برخی مقاله هایم در روزنامه اعتماد ملی و مانند آن چاپ می شود روشن می گردد و آن این است که اساسا کیهان و برخی روزنامه های دیگری که خود را اصولگرا نامیده اند مقالات امثال اینجانب را که به دردهای جامعه می پردازد و با مذاق توجیه گر آنها سازگار نیست درج نمی کنند، چنان که کیهان بارها مقالات اینجانب را پس فرستاده است. زبان حال کیهان این است که ما مقالات شما را چاپ نمی کنیم، شما هم حق ندارید به روزنامه های دیگر بدهید و اگر دادید ما در ستون «کیهان و خوانندگان» از قول مردم! انتقاد می کنیم.
اما درباره مقاله مذکور، نویسنده محترم استدلال خود را بر چند پایه قرار داده است: اول اینکه همان طور که علی علیه السلام «حق مطلق» و معاویه «باطل مطلق» بود، در ماجرای اخیر نیز یک طرف حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است. بطلان این سخن آشکار است. دو طرف ماجرای اخیر حق و باطل را ممزوج کرده اند گرچه کفه حق در یک طرف و کفه باطل در طرف دیگر برکفه مقابلش می چربد. حمایت ولی فقیه از یک طرف این ماجرا دلیل بر این نیست که آن طرف حق مطلق است و طرف دیگر باطل مطلق. مثلا همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابانها کرد و زمینه آشوبها را فراهم نمود، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینه ساز آشوبها به شکل دیگر بود.
پایه دوم استدلال نویسنده محترم این است که در چنین میدانی که یک طرف، حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است، اهل حق از هر وسیله می توانند استفاده کنند و هر ظلمی در حق اهل باطل رواست. اگر جوانی را که برای تماشای تجمعی آمده یا در آن تجمع شرکت کرده و حد اکثر شعار داده، گرفتند و به بازداشتگاه کهریزک بردند و پس از دو هفته جنازه او را در حالی که آثار ضرب و شتم بر روی آن باقی است و فک او را شکسته اند تحویل خانواده اش دادند، خانواده ای که در این دو هفته از هر گونه اطلاع رسانی درباره فرزندش محروم بوده، مسئله مهمی نیست، بلکه حقش بوده چون اهل باطل بوده است!
پایه سوم استدلال نویسنده آن مقاله این است که مسئولیت وارد آمدن صدمه جسمی و حتی قتل این گونه افراد به عهده رهبران گروه باطل است که اینها را به میدان آورده اند گرچه اهل حق از بدترین روشهای غیرمجاز استفاده کرده باشند. سخن معاویه در جنگ صفین که پس از شهادت عمار یاسر و سخت شدن کار بر او (چون پیامبر(ص) دربارۀ عمار فرموده بود تو را گروه سرکش خواهند کشت) گفت عمار را علی کشت که او را به این جنگ آورد، این سخن از نظر نویسنده آن مقاله در صورتی که معاویه اهل حق بود و علی علیه السلام اهل باطل، درست بود، مهم این است که در گروه اهل حقیم یا اهل باطل.
بطلان این مطلب نیز بدیهی و آشکار است. اساسا اهل حق یا باطل بودن در این مسئله دخالتی ندارد، سخن در این است که عمار یاسر مستقیما به دست چه گروهی کشته شد، لشکر معاویه یا لشکر علی؟ در ماجرای امروز ما نیز سخن در این است که افرادی مانند محسن روح الامینی و محمد کامرانی که در اثر رفتار خشونت بار در بازداشتگاهها به قتل رسیده اند مستقیما توسط چه گروهی شکنجه و کشته شده اند و این ظلم بزرگ متوجه کدام گروه است؟ اگر این افراد به تشویق آقای موسوی به خیابان آمده باشند، در واقع آقای موسوی اینها را سالم به بازداشتگاه تحویل داده است، چرا خانواده آنها باید جنازه شان را تحویل بگیرند؟! اگر توجیهات نویسنده مقاله را بپذیریم اصلا مردم در هیچ مسأله ای حق اعتراض ندارند و اگر اعتراض کنند می توان با آنها به هر نحوی برخورد کرد و حتی آنها را کشت زیرا آنها اهل باطل اند و ما اهل حق!
ممکن است گفته شود در یک بحران اجتماعی این گونه حوادث که به دست مأموران خاطی پدید می آید طبیعی است. در پاسخ می گوییم بله، ما هم قبول داریم که گاهی به دست مأموران خودسر چنین حوادثی پدید می آید، همچنان که در جریان فتح مکه به دست مسلمین، پیامبر اکرم (ص) اصرار داشتند که این کار بدون درگیری و خونریزی انجام شود اما خالد بن ولید، یکی از فرماندهان سپاه اسلام ، در گوشه ای از مکه به خاطر دشمنی های شخصی یک درگیری ایجاد کرد و هشت نفر را کشت. اما مهم این است که بعد از چنین حوادثی وظیفۀ ما چیست؟
آیا باید مانند روزنامۀ کیهان به بهانۀ حفظ نظام این حوادث را کتمان کنیم که گویی اتفاقی نیفتاده است، یا باید مانند پیغمبر اسلام عذر تقصیر به درگاه خدا ببریم و از این کار تبری بجوییم و خسارات وارده به مردم را جبران نموده و مجرم را مجازات کنیم، همچنان که رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی فرمودند کسانی به نام رهبری وارد کوی دانشگاه شدند و کارهایی کردند که دل انسان را خون می کند و در جای دیگر دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و مانند آن و اخیرا دستور حمایت از آسیب دیدگان و مجازات آسیب زنندگان را صادر نمودند.
اما متأسفانه مسئولان مربوط، این دستورات را جدی نمی گیرند زیرا تفکرشان مانند نویسندۀ مقالۀ کیهان این است که با معترضین به روند انتخابات اخیر چون اهل باطل اند هر گونه ای که بخواهیم می توان رفتار کرد و دستورات رهبری صوری است، در حالی که همان طور که رهبر انقلاب خوب تشخیص داده اند تنها راه فروکش کردن این بحران این است که مقصران دو طرف ماجرا مجازات شوند. لذا علاوه بر رسیدگی به اتهامات محرکان این حوادث، باید مأموران و فرماندهانی که مرتکب این فجایع شده اند با نام و نام خانوادگی و عکس در صدا و سیما و روزنامه ها معرفی شوند و مجازات آنها که از سوی دادگاه تعیین می شود اعلام گردد و ترتیبی اتخاذ شود که مردم مطمئن شوند که این مجازاتها انجام می شود نه مانند داستان قتلهای زنجیره ای و قتل زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب که معلوم نشد کار قاتلان و خاطیان به کجا انجامید.
نکته دیگر اینکه نویسنده مقاله کیهان به اینجانب اعتراض کرده است که چرا به شهادت نه تن از بسیجی ها و مظلومیت آنها توجه ندارید. پاسخ این است که رذالت آن گروه اندک که اعتراض آرام را تبدیل به اغتشاش کردند و به اموال عمومی آسیب رساندند و بسیجیان نورانی ما را به شهادت رساندند امری بدیهی است و مورد اختلاف نیست. به علاوه این بسیجیان شهید که اکنون ما در پرتو فداکاری آنها و همرزمانشان در آسایشیم و مقاله می نویسیم و خانواده های آنها، حامی و پشتیبانی به نام نظام جمهوری اسلامی دارند و نیازی به حمایت امثال بنده ندارند.
ما از مقتولان و مظلومانی سخن می گوییم که حامی ندارند و عده ای می خواهند قتل و ظلم به آنها را به نام حفظ نظام و اهل باطل بودن توجیه کنند. اینجاست که سکوت جایز نیست و سخن علی علیه السلام به یاد می آید که وقتی به اوخبر رسید که لشکر معاویه به شهر انبار تعرض کرده و خلخالی را از پای یک زن یهودی و اهل ذمَه که تحت حمایت حکومت اسلامی است بیرون آورده اند فرمود: اگر یک مسلمان پس از شنیدن این واقعه از غصه بمیرد از نظر من مورد ملامت نیست. اگر ما شیعۀ علی هستیم چگونه می توانیم دربارۀ جنایات اخیر ساکت بمانیم؟! اگر از غصه بمیریم مورد ملامت نیستیم.
از اینها گذشته، ما می توانستیم این بحران را به گونه ای مدیریت کنیم که بسیاری از این شهادتها و قتلها و آسیبها اتفاق نیفتد. می توانستیم آن هیجان عظیم معترضان را که به دنبال تبلیغات انتخاباتی و خصوصا مناظرات نامناسب و گاه ناجوانمردانه به اوج خود رسیده بود با دادن چند مجوز تجمع و ادامه مناظرات دربارۀ روند انتخابات در صدا و سیما به تدریج فروبنشانیم و با مردم عادی که مسأله دار و دچار شبهه شده بودند و واقعا فکر می کردند که در انتخابات تقلب شده با احترام برخورد کنیم، آنگاه می دیدیم که مهار این بحران به دلیل رشد اجتماعی و هوش بالای مردم ما کار چندان مشکلی هم نبوده است.
شما به سکوت در برابر به خاک افتادن «بسیجی» معترضید، ولی ما علاوه بر آن، به برخاک افکندن «بسیج» به خاطر رو در رو قراردادن آن با مردم عادی معترضیم.
به خاطر داریم که چند سال پیش در سالگرد حادثه 18 تیر در حوالی دانشگاه تهران و کوی دانشگاه به مدت پنج شب گروهی از مردم در خیابانها شعار می دادند و خودروها بوق می زدند و تجمعاتی برپا بود، اما در این پنج شب حتی یک قطره خون از بینی کسی نیامد زیرا مدیریت آن بحران به عهده فرد عاقلی به نام قالیباف فرماندۀ وقت نیروی انتظامی بود. اما وقتی ما مدیریت بحران اخیر را به دست افرادی مانند طائب می دهیم که با باتوم بیشتر مأنوس است تا فکر و عقل و تدبیر، نتیجه همین خواهد بود. اگر مدیریت انتظامی این بحران به دست افراد عاقل و باتدبیری چون سرداران قالیباف، طلایی، صفوی و علائی بود آنگاه در می یافتیم که مدیریت بحران یعنی چه.
نکته آخر اینکه نویسنده مقاله کیهان اینجانب را به پیروی از روش شهید آیت الله مطهری توصیه کرده است. این توصیه ناشی از شناخت ناقص ایشان از آن متفکر شهید است. آن بزرگوار در همان دو ماهی که پس از پیروزی انقلاب در قید حیات بود روی این گونه مسائل بسیار حساس بود. به خاطر دارم زمانی که سران رژیم گذشته را محاکمه و مجازات می کردند ایشان به عنوان نزدیکترین یار امام خمینی (ره) و رئیس شورای انقلاب، با آقای خلخالی تماس گرفتند و او را مورد عتاب قرار دادند که چرا با بازداشت شدگان بدرفتاری شده است و ما حق هیچ گونه تعرضی به آنها را نداریم، مجازات آنها همان است که دادگاه تعیین می کند.
به هر حال در شرایط حساس امروز همه باید تلاش کنیم کشور را به سوی آرامش و کار و تلاش و تولید سوق دهیم.
کلام خود را با سخنی از امیر المؤمنین (ع) خطاب به مالک اشتر پایان می دهم:
«از خونريزى بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق عذاب الهى را نزديك و مجازات را بزرگ نمىكند، و نابودى نعمتها را سرعت نمىبخشد و زوال حكومت را نزديك نمىگرداند، و روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى اعمال بندگان، نسبت به خونهاى ناحق ريخته شده داورى خواهد كرد، پس با ريختن خونى حرام، حكومت خود را تقويت مكن. زيرا خون ناحق، پايههاى حكومت را سست مىكند و بنياد آن را بركنده به ديگرى منتقل سازد»
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 16:22 توسط :: سیدمحمد ::
هرچند نقطه نظرهاي مختلفي درباره دادگاه متهمان حوادث بعد از انتخابات كه اولين جلسه آن روز شنبه برگزار شد ابراز مي شود لكن از آنجا كه دستگاه قضائي كشور يك دستگاه قانوني است و مسئوليت هائي دارد و طبعا مسئولان آن بايد پاسخگو باشند فارغ از نقطه نظرهاي ابراز شده از ورود به اين ماجرا خودداري مي كنيم و به بهره برداري هائي كه از اين دادگاه و از وقايع اين روزها مي شود مي پردازيم.
يكي با اشاره به آنچه در دادگاه مطرح شده مي نويسد : اسناد خيانت فلانكس و فلانكس فاش شد.
آن ديگري مي گويد : حالا كه اين اعترافات را داريم افراد اصلي را محاكمه كنيد.
سومي مي گويد : ديگر جاي درنگ نيست به سراغ سران برويد و آنها را به دادگاه بكشانيد زيرا آنها مفسد في الارض هستند.
روي ديگر اين سكه كه در « كارگاه حذف و دفع » ضرب شده اينست كه آن ديگري مي گويد : « بگذاريد مراسم تحليف برگزار شود دولت كارش را شروع كند يقه شان را مي گيريم و سرشان را مي چسبانيم به سقف».
اين اظهارات و نگاشته ها همگي بر يك تحليل متكي هستند كه در همان «كارگاه حذف و دفع » طراحي مي شوند و سپس به عرصه رسانه ها راه مي يابند. تحليل اينست كه همه كساني كه در برابر يك كانديداي خاص قرار داشتند و به او راي نداده اند بايد طرد شوند و سران آنها بايد حذف شوند.
اين تحليل يكبار در قالب «بايد محاكمه شوند» ظاهر مي شود يكجا در شمايل «مفسد في الارض» نمود پيدا مي كند و يكبار نيز وعده داده مي شود «يقه شان را مي گيريم و سرشان را مي چسبانيم به سقف» !
در مقابل اين تحليل نگاه ديگري قرار دارد كه مي گويد : دوست را در جاي دشمن و دشمن را در جاي دوست ننشانيد. اينطور نباشد كه هر كس را به خاطر يك خطا دشمن تلقي كنيم . همه بايد با برادري و وحدت در كنار همديگر باشيم و به كشور خدمت كنيم.
تحليل دوم بر طرز فكر و گرايش « جاذبه » متكي است و تلاش مي كند افرادي را كه اعتراض دارند مجاب كند و جذب نمايد.
هيچ انسان عاقل و منصفي در ترجيح دادن تحليل دوم حتي لحظه اي ترديد نمي كند و درنگ را در عمل به آن بهيچوجه جايز نمي داند. با اينحال آن دسته از افرادي كه تحليل دوم را بر نمي تابند و بر تحليل اول يعني « حذف و دفع » تكيه مي كنند چه توجيهي مي توانند داشته باشند.
آيا به سابقون در انقلاب و بازوان امام خميني به جرم اعتراض به بعضي وقايع بايد برچسب مفسد في الارض زده شود آيا قرار است افرادي كه داراي سوابق درخشان خدمت به انقلاب و نظام جمهوري اسلامي و كشور و مردم هستند به جرم اعلام نارضايتي محاكمه شوند بسيار خوب كارگاه «حذف و دفع» كار خود را بكند و يقه اين بزرگان را بگيرد و سرشان را به سقف بكوبد و كساني را كه نه سابقه اي در انقلاب دارند و نه نقشي در شكل گيري نظام جمهوري اسلامي دارند و نه امام را مي شناسند و نه امام آنها را مي شناخت همه كاره كشور كنند تا معلوم شود در آنصورت كشور به كجا مي رود!
تحليل اول روح اسلام و اصل تفرق قدرت در قانون اساسي را نفي مي كند و نسخه اي براي رسيدن به تندترين انحصارطلبي مي پيچد. آيا با چنين نسخه اي مي توان كشور را اداره كرد آيا روح نظام جمهوري اسلامي كه قرار است نظام مردمي باشد و با عمل خود انحطاط رژيم ستم شاهي را به رخ بكشد همين است !
كساني كه به راحتي انگ مفسد في الارض به مخالفان خود مي زنند آيا اصولا با مفهوم فقهي مفسد في الارض آشنائي دارند اينان آيا براي اين سئوال پاسخي دارند كه كساني كه با افكار و عملكرد انقلابي و خدمات خود ايران را از فساد طاغوت پاك كرده اند و از بانيان استقرار نظام جمهوري اسلامي محسوب مي شوند چگونه مي توانند به صرف اعتراض به بعضي رويدادها مفسد في الارض باشند دارند! كدام سند بر اين ادعا دلالت دارد كدام سند خيانت اين افراد را به اثبات مي رساند آيا نام ادعاهاي متكي بر تخيل اين و آن را مي توان سند ناميد !
اين تحليل در تضاد آشكار با تحليل دوم قرار دارد. تحليل دوم بر همان اسلامي متكي است كه شهيد مظلوم آيت الله بهشتي معرف آن بود اسلام خط امام و اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله اسلامي كه مي گويد: «جاذبه درحد اعلا و دافعه در حد ضرورت از ويژگي هاي خط امام است».
راستي ما با محصولاتي كه هر روز از « كارگاه حذف و دفع » بيرون مي آيد رهسپار كجا هستيم تا چه وقت قرار است نيروهاي سابقه دار و شناخته شده و خدوم را يكي پس از ديگري كنار بگذاريم اين ريزش ها تا چه وقت بايد ادامه داشته باشد تا چه وقت بايد به جواناني كه حرف دارند انگ ضد انقلابي بزنيم چرا براي رشد رويش ها كه اساس كار نظام جمهوري اسلامي است تلاش نمي كنيم و زبان هاي تهمت پراكن و پردافعه را مهار نمي كنيم چرا به راه جذب كه راه صحيح است و تحليل دوم بر آن متكي است نمي رويم آيا به اين واقعيت تلخ انديشيده ايم كه بدون همراهي نخبگان نمي توان كشور را به درستي اداره كرد تحليل اول تحليل نخبه كشي است آيا وقت آن نرسيده است كه كارگاه حذف و دفع را نيز مثل بازداشتگاه شرم آور كهريزك تعطيل كنيم !
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 12:25 توسط :: سیدمحمد ::
با فروکش کردن نسبی التهابات پس از انتخابات دهم ریاستجمهوری، فضا برای تصفیه حسابهای شخصی یا گروهی با چهرههای ارشد نظام که به عنوان منتقدین دولت نزد افکار عمومی شناخته میشوند برای برخی اشخاص با عقبه و انگیزه مشخص فراهم شده که در این میان محسن رضایی نیز به هدفی مناسب برای تخریب مبدل شده است.
جعبه سیاه جنگ ناگفتههایی است که شاید تنها چند تن از مسئولان ارشد زمان جنگ تحمیلی به بخشهایی از اطلاعات آن واقف باشند اما محسن رضایی به واسطه حضور مستقیم در سینهکش جبهههای دفاع مقدس و همچنین در صدر فرماندهی سپاه پاسداران که بخش اعظمی از اداره و فتوحات جنگ برعهده این حوزه بود، به تمامی جزئیات هشت سال خون دل خوردن مردم کشورمان برای دفاع از آب و خاکشان احاطه دارد.
این احاطه صرفاً به اوراق خلاصه نمیشود که اگر چنین بود هر فرماندهی میتوانست با مطالعه اسناد باقیمانده، در مقام اظهارنظر قرار بگیرد، بلکه این تسلط مشتمل بر اطلاعات محرمانه و رازهای مگویی است که او در سینه به رسم امانت نگه داشته و با وجود صدماتی که به واسطه اظهارنظرهای ناجوانمردانه در سالهای پس از جنگ به وی وارد شده و فرمانده هشت سال دفاع مقدس به بهانههای مختلف در مظان گفتههای خلاف واقع در ارتباط با سرنوشت جنگ و روزهای پایانی آن قرار گرفته اما وی لب به سکوت بسته و از بیان واقعیاتی که خلاف مصلحت عمومی بوده و شرایط را دگرگون میسازد، پرهیز کرده است.
همین امر باعث شده هرگاه شخص یا گروهی در پی عقدهگشایی سیاسی برآمده، با مستمک قرار دادن وقایع هفتهها و روزهای پایانی جنگ برای دستیابی به اغراض شخصی، از روزهای مقدسی که رازهای فراوانی را در خود جای داده سخن به میان بیاورد و از این نقطه ضربه زدن را آغاز کند که علیالظاهر در پروژه تازه تخریب محسن رضایی نیز نقطه آغاز همین مباحث بوده است و عدهای با در اختیار گرفتن تریبونهای عمومی به خلاف گوییهایی پرداختند که بوی تصفیه حسابهای پس از انتخابات ریاست جمهوری را به مشام هر مخاطبی می رساند.
حجت الاسلام ذوالنور در مازندران این ماموریت را به خوبی انجام داد و نکاتی را بر زبان آورد و با ادعایی کذب ستاد انتخاباتی رضایی را در انتخابات متهم به دریافت مبلغی کلان از یک گروه سیاسی خاص ـ که رضایی بیشترین اخلاف سلیقه سیاسی را با آنها دارد ـ کرد و پس از آن نوبت به حجت الاسلام رسایی رسید تا در جمع ستادهای همدان دکتر احمدینژاد در ادعایی مدعی شود فرمانده وقت سپاه پاسداران جام زهر را به امام نوشاند و دست آخر رسانه ملی محلی برای حضور مهدی کوچکزاده با آن ادبیات منحصر به فردش شود و با وارونه جلوه دادن یک انتقاد منطقی رضایی در جریان مناظرات انتخاباتی وی را به سخره بگیرد و بدین شکل رسانه ملی نیز همراه تخریب کنندگان ماندگارهای جنگ و یاران امام و رهبری شود.
متاسفانه صداوسیما که در این ایام عجیبترین و غیرقابل باورترین سیاستهای کاری را در دستورکار قرار داده حتی از محسن رضایی به عنوان یکی از مطلعترین اشخاص حال حاضر در خصوص قطعنامه 598 دعوت نکرده و در این زمینه میدان را به اشخاصی سپرده که در زمره فراریهای جنگ تحمیلی قرار دارند، تا آنها ماموریتشان را به سهولت انجام دهند که قطعا این در شان رسانه مردم کشورمان که حکم شبکه خصوصی یا رسانه جناحی را ندارد، نیست.
بر این اساس انتظار میرود، مسئولان سازمان صداو سیما نیز قدری هوشیاری به خرج داده و در چارچوب اصولی که برای این نهاد فراجناحی به عنوان خط مشی کلی تببین شده، گام بردارند تا اعتماد عمومی بیش از این از رسانه فراگیر و ملی سلب نشود.
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 0:25 توسط :: سیدمحمد ::
با سلام
خدمت روحاني مکرم جناب آقاي آيت الله محمد يزدي
اينجانب به عنوان يک بسيجي که از 12 سالگي ام به اين افتخار نائل شدم اگر از بيانات آيت الله هاشمي رفسنجاني زياد خشنود نباشم از بيانات شما در جواببه ايشان شديدا ناخرسندم.
مگر در دوره آن يار سفرکرده مان نعوذ بالله خدا از آن بالا به زمين پست ما فرود آمدند و امام(ره) را امام و رهبر ما کردند؟!
در کنار اين پرنده سبکبال "امام خميني(ره)" اين مردم بودند که خواستند و همه چيز شد. آيت الله رفسنجاني هم چيزي غير از اين نگفتند. ايشان گفتند که، همه از بالاترين مقام گرفته تا پايين ترين آن توسط مردم انتخاب مي شوند از مقام عظماي ولايت گرفته تا هيئت هاي امنا و ريش سفيداني که مردم در مساجد و محلات خود دارند.
ايشان خيلي ساده حرف زدند در حالي که شما در کمال تاسف کلمات قلمبه سلمبه و پيچيده اي مانند "مشروعيت و مقبوليت" را مطرح کرديد. ما هم آدميم خونمان به جوش آمده رهبرمان گفته اوضاع را متشنج نکنيد در حالي که شما به کسي که درمقام منیع ریاست خبرگان رهبری و تشخيص مصلحت نظام به واسطه نظر رهبرمان تحت ریاست اوست به سادگي و تلويحا مي گوييد ايشان چه کاره نظام است؟ و هتک حرمت مي کنيد.
موسوي را اينجانب قبول ندارم اما چرا مي گوييد آيت الله رفسنجاني گفته که ايشان بيايند تلويزيون و بگويد انتخابات را باطل کنيد درحاليکه آيت الله رفسنجاني گفته اند از همه طرفها بيايند تلويزيون و قانوني و با مدرک حرف بزنند. آخر ما هم آدميم دل داريم دلم پر از خون شده آيت الله.(علامت تعجب هم نميگذارم).
بالاخره ما بايد بدانيم پشت سر چه کسي نماز مي خوانيم. چه کسي سي سال انقلاب در صحنه بوده است. من شبهه هايم نسبت به آيت الله رفسنجاني پس از خطبه حکيمانه "سيد علي عزيزم" پاک شد. به نظرم آيت الله رفسنجاني تحليل سنجيده و دلسوزانه اي نسبت به وقايع داشتند. ترا به خدا دلهاي ما بسيجيان و دلسوزان نظام و انقلاب را بيش از اين ملتهب نکنيد. چقدر چند دستگي؟ آخر چرا؟ به خدا حالمان بد شده. تکليفمان را نمي دانيم.
بسيجي جان برکف.
حسن محمدي جلودار.
تيرماه 1388 هجري شمسي.
ارسال به: پايگاه هاي اينترنتي مجلس خبرگان رهبري-جامعه مدرسين حوزه علميه قم-شوراي نگهبان-رجانيوز-تابناک
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 14:55 توسط :: سیدمحمد ::
سایت الف از انتصاب دکتر عوضعلی کردان 
و دکتررحیمی به مقامات عالی در کابینه محمود احمدی نژاد خبر می دهد.
کردان، سعیدلو و محمد رضا رحیمی از کسانی هستند که عدم معرفی آنها در میان اعضای اولیه کابینه گمانه زنی ها را درباره سرنوشت آنان تقویت کرده است. درباره کردان، به نظر می رسد با توجه به عزم رئیس جمهور در بی توجهی به انتقادات هواداران و دلسوزان، کردان نیز به پست مهمی گمارده شده و این پست به یقین چیزی جدای بازرسی رئیس جمهور خواهد بود. به طوری که چراغ های سبز گمانه زنی ها و احتمالات از هم اکنون کردان را به عنوان یکی از دو معاون قدرتمنداحمدی نژاد یعنی معاون اجرایی و یا معاون نظارت راهبردی در نظر گرفته است.
محمدرضا رحیمی نیز که تلاش ها و حدس های بسیاری برای وزارت کشور وی مطرح است به دلیل نامساعد بودن فضای مجلس هشتم به احتمال زیاد در معاونت حقوقی رئیس جمهور به فعالیت خود ادمه خواهد داد. هر چند طرفداران دولت معتقدند وی در همراه کردن به موقع نمایندگان و مجلس با برنامه های دولت چندان موفق نبوده است.
اما علی سعید لو، که پس از احمدی نژاد مدتی را به عنوان سرپرست شهرداری تهران مشغول به کار بود و با آغاز به کار دولت نهم از تصدی وزارت نفت بازمانده و در نهایت به عنوان معاون اجرایی رئیس جمهور منصوب شد در صورتی که در میدان مسابقه با علی کردان از رقابت ها بازنماند با سمت قبلی خود به فعالیت هایش ادامه می دهد و در صورتی که نظر نمایندگان مجلس نسبت به وی مثبت ارزیابی شود سعید لو یکی از قطعی ترین گزینه های احمدی نژاد برای در اختیار کرفتن وزارتخانه های حساسی مانند نفت است.
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 15:21 توسط :: سیدمحمد ::
بیتردید برای استواری و مقاومت در راه عقیده، پشتوانهای قوی و نیرومند لازم است. طبق آموزههای قرآنی بهترین پشتوانه هر انسان حقیقتطلبی، اتّكا به حضرت پروردگار است. و نزدیكترین راه در معرفت و قرب به حق، توجه به عبادت و معنویت است. خداوند متعال میفرماید: «وَاسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلوةِ»؛(1) «از صبر و نماز یاری بجویید.»
حضرت كاظم علیهالسلام با پیروی از این رهنمود و در مقابل نیروهای باطل، از صبر و بردباری و نماز و عبادت یاری میجست؛ «كانَ یُحْیی الْلَیلَ بِالسَّهْرِ اِلَی السَّحَرِ بِمُواصِلَةِ الاِْسْتِغْفارِ حَلیفَ السَّجْدَةِ الطَّویلَةِ وَالدُّمُوعِ الْغَزیرَةِ وَالْمُناجاتِ الْكَثیرَةِ وَالضَّراعاتِ الْمُتَّصِلَةِ؛(2) آن حضرت شبها را تا سحر بیدار بود و شبزندهداریهایش همواره با استغفار بود، همراه با سجدههای طولانی، اشكهای ریزان، مناجات بسیار، و نالهها و زاریهای مداوم در حال عبادت.»
1- بقره/45.
2- الانوار البهیه، ص205
لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 12:56 توسط :: سیدمحمد ::
سخنان رهبر انقلاب در جمع اقشار مختلف پیامهای بسیاری برای جامعه فرهنگی و سیاسی کشور داشت،این پیامها را می توان با محوریت حفظ اتحاد در جامعه و شناخت عمیق تر از دوست و دشمن و همچنین نسبت بیگانگان با مسائل داخلی کشورمان دقیق تر و عمیق تر درک کرد ، موضوعی که "تابناک" در ادامه با اشاره به فرازهایی از سخنان ایشان سعی در بیان برخی از آنها دارد.
به گزارش خبرنگار "تابناک"،رهبر انقلاب در فرازی از سخنانشان به مناسبت جشن ولادت امام علی (ع) به وضعیت کنونی جامعه و فضای پس از انتخابات با محوریت حفظ وحدت پرداختند و بیان داشتند:
" اين مسئله را ملت ايران هم بايد توجه داشته باشند. ما يك ملت متحديم؛ اسلام ما را متحد كرد؛ انقلاب ما را بيدار كرد؛ دلهاى ما را به هم نزديك كرد؛ انگيزههاى ما را در هم تنيده كرد؛ به هم پيوند زد؛ شديم يك مشت محكم و مقتدر در مقابل دشمنان نظام اسلامى و دشمنان اسلام و مسلمين و دشمنان ايران. دشمنان منتظرند اين اتحاد كلمه را به هم بزنند؛ بين مردم ايجاد نفاق كنند؛ ايجاد اختلاف كنند؛ برادران را در مقابل هم قرار بدهند؛ بايد ملت ايران هوشيار باشد.
در همين قضاياى انتخابات پرشور بيست و دوى خرداد كه يك حركت عظيمى از ملت ايران بود، كار بزرگى انجام گرفت. اين حضور چهل ميليونى تقريباً در پاى صندوقهاى رأى، يعنى نسبت هشتاد و پنج درصدى كسانى كه مي توانستند شركت كنند، در دنيا جزو رقمهاى بىنظير است. اين خيلى براى ملت ايران آبرو ايجاد كرد، خيلى اقتدار براى اين ملت بزرگ آفريد؛ براى انقلاب آبرو شد؛ نشان داد كه انقلاب بعد از گذشت سى سال، اينجور قدرت و توانائى به صحنه آوردن مردم را دارد. دشمنان دست به كار شدند، بين مردم اختلاف بيندازند، تا حدودى هم موفق شدند. ليكن ملت بايد حركت دشمن را خنثى كند.
سياست نظام جمهورى اسلامى، سياست روشنى است. رقابت در بين نامزدهاى رياست جمهورى به نگاه ما، به عقيدهى ما، يك رقابت درونخانوادگى است، گاهى به عصبانيت هم ميكشد. دو برادر هم ممكن است داخل خانواده در مقابل هم قرار بگيرند؛ به دشمن چه ربطى دارد؛ به بيگانه چه ربطى دارد. بيگانگانى كه در اين قضيه در سطوح مختلف سياسى و تبليغاتى وارد اين ميدان شدند، نيتشان ايجاد شقاق و اختلاف بود؛ ايجاد شكاف بود. بعضى از سران كشورهاى غربى در سطح رئيس جمهور و نخست وزير و وزير خارجه و مسئولان گوناگون، صريحاً در مسئلهى داخلى ملت ايران دخالت كردند. به شما چه؟
چرا در ماجرائى كه مربوط به ملت ايران است، دخالت ميكنيد؟ دخالت ميكنند، بعد هم ميگويند ما دخالت نميكنيم؛ پس دخالت معنايش چيست؟ تشويق اغتشاشگرى دخالت نيست؟ مردم ايران را اغتشاشگر معرفى كردن، دخالت نيست؟ اهانت نيست؟ دو دسته، يك دسته به يك نامزد، يك دسته به يك نامزد ديگر رأى دادند، اكثريت و اقليتى هست، قواعدى هست، آن كسانى كه نامزدشان رأى نياورده، طبيعى است افسرده باشند، اوقاتشان تلخ باشد؛ اما اين معنايش اغتشاش نيست؛ اينها اغتشاشگر نيستند.
اغتشاشگر يك عدهى معدودى هستند؛ همانهائى كه بودجهى تصويب شدهى بعضى از دولتهاى غربى را براى ايجاد اختلاف در داخل ايران مصرف ميكنند، آنها اغتشاشگرند. در رسانههاى آمريكائى و اروپائى - كه غالباً تحت سلطهى صهيونيستهايند و از بن دندان دشمن ملت ايران و دشمن اسلام و دشمن نظام جمهورى اسلامىاند - اينجور وانمود ميكنند كه جمعى از ملت ايران اغتشاشگرند. "
این بخش از سخنان رهبری پیام ها و نکات قابل تامل بسیاری در خود داشت، تاکید بر داخلی و درون خانوادگی بودن موضوع انتخابات و قائل شدن مرز دقیقی میان اغتشاشگران و آنانی که از نتیجه حاصله و رای نیاوردن نامزد مورد علاقه اشان ناخرسندند و در ادامه تاکید ایشان بر حفظ اتحاد و همدلی مردم ، اما آنچه قابل تامل و توجه عمیق تر است ، کمک همه جریانها ،افراد و مسئولین برای حفظ این وحدت و همچنین نوع تعامل با افراد ناخرسند از نتیجه انتخابات است.
همانگونه که رهبر انقلاب فرمودند حساب عموم مردم از اغتشاشگران جدا بوده و این عده اندک اغتشاشگر، که از خارج از مرزها تغذیه فکری و مالی می شوند نیز تعداد محدودی هستند.بنابراین انتظار می رود برخورد با سایر افرادی که در این دایره نمی گنجند و از عموم مردم محسوب می شوند، شکل و سیاقی متفاوت داشته باشد،طبیعی است رهبری همواره اصول و چهارچوب ها را بیان می دارند و این مجموعه های اجرایی،تقنینی و قضایی هستند که باید آنها را در جامعه جاری سازند ،در حال حاضر موضع گیری های تند از سوی برخی از افراد و تلاش برای ایجاد خطی که بخشی از جامعه را از بخش دیگر جدا می کند کاملا محسوس است و این مغایر با فرمایشات رهبری است.
در دیگر سوی نوع برخورد ها با افراد معترض، در بسیاری از موارد ناقض حقوق انسانی و مدنی آنها و بعضا غیر محترمانه بوده است و یا برخی بازداشتها بیش از حد معمول به درازا کشیده ، اینها همه مواردی است که به تقویت اتحاد مورد اشاره ضربه می زند.
رهبر انقلاب به وضوح مشخص کردند ،آنانی که از دیگرانی در آن سوی مرزهای ایران دستور می گیرند و حمایت می کنند اغتشاشگرند، بنابراین جا دارد هرچه زودتر نسبت تمایز این افراد با کسانی که در چهارچوب انقلاب و با پذیرفتن اصول آن، به فرموده ایشان وارد نوعی دعوای خانوادگی شده اند تمایز قائل شده و نسبت به روشن شدن وضعیت برخی از فعالین سیاسی و مدنی که با هیچ منطقی در این دایره محدود قرار نمی گیرند اقدامی عاجل صورت گیرد و چه بسا در مواردی که تعدی شده یا به اشتباه برخوردی صورت گرفته دلجویی شود.
رهبر انقلاب در ادامه سخنان خویش تاکید کردند که :"ما اخطار ميكنيم؛ ملت ايران به سران بعضى از كشورها كه سعى ميكنند از يك مسئلهى داخلىِ كشورمان عليه ملت ايران استفاده كنند، اخطار مي كند: حواستان جمع باشد، ملت ايران عكسالعمل نشان ميدهد.
اولاً اين را همه بدانند، سران كشورهاى استكبارى بدانند، مداخلهگرانِ فضولِ در مسائل جمهورى اسلامى بدانند: ملت ايران بين خودشان اگر اختلاف هم داشته باشند، وقتى پاى شما دشمنان ملت ايران به ميان بيايد، همه با هم متحد ميشوند؛ يك دست واحد، يك مشت محكم عليه شما ميشوند.
اينجور نيست كه شما خيال كنيد وقتى از يك جريانى به خيال خودتان دفاع كرديد، حمايت كرديد، اين جريان به شما متمايل خواهد شد؛ ابداً. ما سى سال تجربه داريم؛ سى سال اين ملت در حافظهى خود دشمنىهاى شما را ثبت كرده است؛ ضبط كرده است. ملت ميفهمد شما چكار ميخواهيد بكنيد، چكار داريد ميكنيد. اسم بعضىها را مىآورند به عنوان اينكه ما مدافع آنها هستيم؛ دروغ ميگويند؛ مدافع آنها هم نيستند؛ قصدشان ايجاد اختلاف است، قصدشان ايجاد بدبينىِ ملت ايران و نخبگان ايران نسبت به يكديگر است؛ دروغ مي گويند.
آنچه در دلهاى پركينهى آنها وجود دارد، اين است كه آرزو مي كنند اين نظام مستقل، اين مجد و عزتِ سربرافراشتهى از اين كشور كه در مقابل زورگوئىهاى آنها ايستاده، نباشد. آرزوى آنها اين است. اينجور نيست كه در نظام جمهورى اسلامى با زيدى خوب باشند، با عمرى بد باشند؛ نه. هر كسى كه به اين نظام پايبند است، هر كسى كه به اين قانون اساسى پايبند است، هر كسى كه به آرمانهاى ملت ايران پايبند است، از نظر آنها دشمن است. آنها ميخواهند جمهورى اسلامى نباشد، يك نظام دست نشاندهى مطيعِ منقادِ در مقابل آنها، مجدداً مثل دوران گذشته، در اين كشور پا بگيرد. آنها دنبال ايناند. اين خواب آشفتهى باطل آنهاست.
سى سال تجربهى ايستادگى نظام جمهورى اسلامى هنوز بيدارشان نكرده است. تودهنىهائى كه اين ملت به سران زورگو و متجاوز آنها زدهاند، اينها را به خود نياورده است، به هوش نياورده است؛ هنوز در كشور ما و در ملت ما، اينها طمع دارند. اشتباه ميكنند؛ اشتباه ميكنند. چوب اين اشتباه خودشان را هم خواهند خورد بلاشك.
ما اين اظهارات خصمانه را، اين رفتارهاى خصمانه را از اين دولتها محاسبه خواهيم كرد، اينها را در حسابشان خواهيم نوشت؛ اين را بدانند. در آيندهى روابط و تعامل جمهورى اسلامى با اين مداخلهگرها، اين رفتار تأثير منفى خواهد داشت؛ بلاشك؛ اين را بدانند، بفهمند. ملت ايران ملتى نيست كه زور را تحمل بكند. ملت ايران، ملت مقتدرى است. نظام جمهورى اسلامى، نظام ريشهدار و تثبيت شده است. مسئولين جمهورى اسلامى اگر صد تا هم با هم اختلاف داشته باشند، در ايستادگى در مقابل دشمن، در حفظ استقلال اين كشور، همه با هم يك كلام و يك دستاند. اين را دشمنان بدانند؛ خيال نكنند كه مي توانند بين ملت انشقاق بيندازند."
شاید یکی از مهمترین موضوعاتی که رهبر انقلاب در سخنان خود بدان اشاره داشتند این است که هیچ وقت جریانهای شناخته شده درون نظام حاضر نیستند با حمایت ظاهری بیگانگان به این اعلام حمایت متمایل شده و از چهارچوب انقلاب خارج شوند البته در سوی دیگر باید به این موضوع هم اشاره کرد که برخی جریانهای داخلی نیز نباید از این مسئله استفاده سوء نموده و به صرف حمایت یک شخص یا کشور خارجی از جریانی داخلی ، ولو منتقد آنها ، برچسب عامل بیگانه بزنند زیرا این رویه در درازمدت آثار مخربی برای کشورمان خواهد داشت و سبب خواهد شد بیگانگان در مواردی با پیام اشتباه برای حذف نیروهای اصیل انقلاب از این حربه استفاده نمایند.
ایشان در فرازی دیگر از سخنان خود فرمودند:" مردم هوشيارند، نخبگان هوشيارند. متأسفانه افراد معدودى دل به اينها مي سپارند و از فريب آنها فريب ميخورند. فريب خوردن اينها هم علامتهاى غلط به آنها ميدهد، آنها هم به نوبهى خود فريب علامتهاى اينها را ميخورند. ملت هوشيار است و هوشيار باشد. من توصيهام به همهى ملت ايران اين است:
امروز بيشتر از همه چيز براى ما هوشيارى لازم است، شناخت دوست و دشمن لازم است. مبادا دوست را با دشمن اشتباه كنيد؛ مبادا دوست و دشمن را مخلوط كنيد؛ مبادا رفتارى كه با دشمن بايد داشت، با دوست انجام بدهيد. اين، خطاب به همهى جناحهاست.
نظام اسلامى با اخلالگران در امنيت مردم طبعاً برخورد مي كند. اين، وظيفهى نظام است. نظام اسلامى اجازه نمي دهد كه كسانى دستخوش فريب و توطئهى دشمن بشوند، زندگى مردم را خراب كنند، آسايش مردم را به هم بزنند، جوانهاى مردم را تهديد كنند. فرزندان اين كشور عزيزند؛ همه عزيزند. نظام اين اجازه را نخواهد داد؛ اما اين را هم بايد همه توجه داشته باشند:
مبادا دشمن را با دوست اشتباه بكنيم. دوست را به خاطر يك خطا به جاى دشمن بگيريم و از آن طرف يك عدهاى هم دشمن خونى و معاند را دوست فرض كنند، به حرف او گوش كنند، توجه بدهند.
اين فتنههائى كه دشمن بر پا كرده بود، اميد بسته بود كه شايد بتواند از اين آب گلآلود ماهى بگيرد. بحمداللَّه اين فتنهها تمام شد. هر فتنهاى در مقابل حق، در مقابل ملت هوشيار از بين خواهد رفت؛ گرد و غبار فرو خواهد نشست. هميشه همين جور است.
حواشىِ ايجاد شدهى به وسيلهى يك عده دشمن، يك عده غافل، از بين ميروند، متن قضيه باقى ميماند. متن قضيه اين است كه در يك انتخابات پرشكوه، تقريباً چهل ميليون نفر از ملت ايران شركت كردهاند. اين، متن قضيه است؛ اين، حقيقت قضيه است. چهل ميليون، بعد از گذشت سى سال از انقلاب، اعتماد خود را به نظام، اميدوارى خود را به آينده با اين حضورشان نشان دادند. اين، مي ماند."
تاکید جدی رهبر انقلاب به همه جناح ها و جریان های سیاسی مبنی بر اینکه " مبادا دشمن را با دوست اشتباه بكنيم" حکایت از احتمال خلط این موضوع از سوی برخی افراد و جریان ها در حوادث اخیر دارد ،به نظر می رسد تدقیق بیشتر در اینکه در واقع دشمنان نظام تنها در همان دایره محدود فرمان بگیران از خارج قرار دارند و آنانی که در چهارچوب نظام عمل می کنند، حال احیانا تند روی ها یا کند روی هایی در برخی مسائل داشته باشند نباید دشمن نامیده شوند ،دغدغه ای جدی است که باید مد نظر همگان واقع شود.
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 22:20 توسط :: سیدمحمد ::
فاطمه رجبی به عنوان همسر سخنگوی دولت، همسر عضو شوراي نگهبان، همسر وزير دادگستري و همسر رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا ،لاریجانی و باهنر را فتنه گر و خاتمی ،هاشمی موسوی را دجالها و سفيانيها نامیده و احمدی نزاد را تشبه به علی کرده که شمیشیر عدالت خواهی حضرتش را برای برقراری عدالت ازنیام کشیده است:
همسر سخنگوی دولت، همسر عضو شوراي نگهبان، همسر وزير دادگستري و همسر رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا: شاهد تكرار مظلوميت علي در انتخابات رياستجمهوري هستيم. ده روز از انتخابات ميگذرد. احمدينژاد با 5/24 ميليون راي پيروزي شگفتآوري كسب كرده است، و البته مشاركت 40 ميليوني مردم، بيسابقهترين راي اعتماد به يك دولت در جمهوري اسلامي بوده است.
اين يعني احمدينژاد پاكترين و مطمئنترين رئيسدولتها در طول سيسال عمر جمهوري اسلامي، اما: هاشمي رفسنجاني، مافياي قدرت و ثروتش را از قبل از انتخابات به راه انداخت تا ملت را و نظام و اسلام را در صورت شكست ناپاكيها، تبعيضها، ثروتاندوزيها و قدرتمداريهاي خود و خانواده و مديرانش از پاي درآورد. چنين است كه خانواده او دست به جنايات خياباني زدند و خود او در مخفيگاه نظارهگر و فرمانده سياستهاي اين كارزار.
موسوي خون ريخت، چرا كه خونخوار شده است، از بغض عدالت و پاكي احمدينژاد.
كروبي و خاتمي به همراه او كاسههاي خون مردم را سر ميكشيدند، چرا كه از فرط كينه مردم به دليل آراي آنها به پاكي و صداقت احمدينژاد تشنه خون شدند.
لاريجاني و باهنر، فتنهگرانه به مصاف عدالت و پاكي آمدند تا دَينشان به هاشمي ادا كنند و البته در كارزار تباهيها با صداقتها شريك.
اما آنها نميدانند كه مردم، ميبينند، ميشنوند، ميفهمند، و در كارنامه آينده اين قدرتطلبان نمره ميگذارند. نمرههايي با كمي و فقط كمي فاصله با نمره هاشمي، موسوي و خاتمي. اين است راست ناراست، شريك و رفيق قافله چپ منحرف. الهي ما را قرار بده، غير مغضوبين و ضالين.
در مقابل اين طيف مهاجم، برانداز و بنيانفكن، تيرانداز و فتنهگر، احمدينژاد راستقامت ايستاده است و همراه او و در كنار او، يك ملت، و او با پشتوانه ولايتفقيه. ملتي طالب عدالت، دوستدار صداقت، خواهان پاكيها، و البته شيفته اقتدار. چنين است كه احمدينژاد در تكرار تاريخ صدر اسلام، ميشود نماد پاكترينها، مقتدرترينها، اما مظلومترينها.
اف بر اين قدرتپرستي شركآلود و اف بر اين دستهبندي عدالتستيز، دروغگو و اجير.
اينك در تاريخ ايران، مهد فرهنگ و تمدن و تنها كشور شيعي، ثبت ميشود كه: احمدينژاد، پاكترين، مقتدرترين اما مظلومترين رئيسجمهور است، زيرا شمشير عدالت را به تبعيت از علي عليهالسلام، عليه برندگان بيتالمال و آقازادههاي فاسد و پيرشده از خوردن و بردن، از نيام بركشيدند، ولي امروز هزار و چهارصد سال پيش نيست، مظلوميت علي عليهالسلام، حقانيت همه عدالتخواهان راستين را در تاريخ شيعه، ثبت كرده است. به همين جهت ملت ايران احمدينژاد پاك و مظلوم را در اقتدار عليه مافياگران حمايت ميكند، تا ظهور حجت حق عليه اين دجالها و سفيانيها را بسترسازي نمايد و آن روز اين گروه مهاجم عدالتستيز را ندا دهد: «بگو بسوز كه مهدي دينپناه رسيد»
لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 23:52 توسط :: سیدمحمد ::
تعدادي از علما و آيات عظام به همراه جامعه مدرسين حوزه علميه قم در نامه ها و بيانيه هاي جداگانه اي با حمايت قاطع از بيانات اخير رهبر معظم انقلاب تاكيد كردند با فرمايشات رهبري حجت بر همگان تمام شده است.
آيت الله خزعلي در همين زمينه با انتشار نامه اي خطاب به رهبرمعظم انقلاب نوشته است: حماسه شكوهمند ملت مسلمان ايران كه با حضور اعجاب انگيز خود در جمعه 22 خرداد 88 برگ زريني بر تاريخ پرافتخار ايران افزودند را صميمانه تبريك عرض مي كنم.
بر اين انتخابات كه ملت غيور ايران با تاكيد بر معيارهاي اسلامي و انقلابي حماسه آفريدند هزاران سجده شكر سزاست و بر اين حضور حاكي از شناخت و شعور كه باعث اميد و شادي و شعف مسلمين و مستضعفين ومنتظران عدالت موعود گرديد هزاران سپاس رواست.
طبعا اين حضور گسترده و پرشور به مذاق دشمنان اسلام سازگار نيامد و با القاي شبهات و شايعات و طراحي اقدامات آشوبگرانه سعي درتخريب اين وحدت نمودند، بديهي است كه علماي بلاد از كانديداهاي محترم مي خواهند كه با تدابير خويش جلوي اتلاف حرث و نسل و نابودي اموال عمومي را كه به بهانه حمايت از آنان و پوشش تجمعاتشان برپاشده گرفته و بيش از اين اجازه نفاق و آتش افروزي را به ايادي دشمن ندهند و نگذارند در صفوف متحد ملت تفرقه و تشتت ايجاد شود.
آيت الله خزعلي درپايان نامه خود خطاب به رهبر معظم انقلاب آورده است: وظيفه خود مي دانم تا بار ديگر از رهبري داهيانه و تدابير مقتدرانه جنابعالي كه فصل الخطاب بسياري از اختلافات است سپاسگزاري نمايم، درپايان طول عمر مبارك و دوام وپايداري اين نهضت عظيم را از خداي سبحان مسئلت نموده و پشتيباني خداي متعال را از اين دولت عدالت محور و پرتلاش مسئلت مي نمايم.
جامعه مدرسين: همگان را
به قانون گرايي دعوت مي كنيم
آيت الله محمد يزدي رئيس شوراي عالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم نيز در بيانيه خود با حمايت قاطع از بيانات روز جمعه رهبر معظم انقلاب همگان را به حفظ وحدت و قانونگرايي دعوت كرده است.
دربيانيه رئيس جامعه مدرسين آمده است: بيانات بلند و وحدت آفرين رهبر معظم انقلاب اسلامي درخطبه هاي نمازجمعه تهران بار ديگر بارقه هاي اميد و همدلي و بيداري را در جامعه اسلامي پديدار نموده و به خوبي نمايانگر نقش بي بديل رهبري و ولايت فقيه در راهگشايي و هدايت امت اسلامي در مراحل حساس انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي گرديد. تجليل از حماسه پرشور مردم در انتخابات و تاكيد بر اين نكته كه حضور مردم حاكي از تجديد عهد با آرمانهاي امام خميني(قدس سره) و حمايت از نظام مقدس جمهوري است و تاكيد بر قانونگرايي و پيگيري امور از مجاري قانوني در كشور و پرهيز از هرگونه تشنج و التهاب آفريني و حركاتي كه منجر به طمع دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب گردد و همچنين افشاء توطئه اخلالگران و تشنج آفريناني كه قصد آسيب به مردم و نظام اسلامي را دارند از جمله نكات گرانقدري بود كه در فرمايشات معظم له بر آن تصريح شده بود.
جامعه مدرسين حوزه علميه قم ضمن سپاس به پيشگاه الهي نسبت به نعمت ولايت و رهبري و تاكيد بر لزوم اطاعت از رهنمودها و فصل الخطاب بيانات معظم له، حمايت قاطعانه خود را از رهنمودهاي گرانقدر ايشان اعلام داشته همگان را به حفظ وحدت و قانون گرايي و پرهيز از هرگونه حركتي كه منجر به تنش و سوءاستفاده دشمنان گردد دعوت مي نمايد.
آيت الله كعبي: حجت بر همه تمام است
آيت الله كعبي نيز در نامه اي به رهبر معظم انقلاب اسلامي ضمن تمجيد از خطبه تاريخي ايشان در نمازجمعه تهران تاكيد كرد: خطبه رساي عبادي سياسي جمعه 29 خرداد حجت را بر همه آحاد مردم و خانواده انقلاب و جريان هاي سياسي تمام و نقشه راه را ترسيم كرد.
در بخشي از نامه اين عضو مجلس خبرگان رهبري آمده است:
اينجانب به عنوان قطره اي ازدرياي بيكران ملت بزرگ ايران و طليعه اي بسيجي، خداي متعال را بر نعمت وجود آن رهبر فرزانه شاكرم و ضمن تجديد بيعت از طرف خود و مردم ولايت مدار و شهيدپرور استان خوزستان و كليه حماسه سازان 22 خرداد 88 با ولي فقيه واجب الاطاعه و رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي پيمان مي بنديم كه تا شهادت در مسير تحكيم باورها و ارزش هاي اسلامي و تحقق پيشرفت و عدالت و تمدن اسلامي و ايران توسعه يافته با هويت اسلام و انقلابي و تحقق آرمان هاي امام و شهداء ايستاده ايم.
اولياء: بيانات رهبري فصل الخطاب است
يك عضو فراكسيون اقليت مجلس هم گفت: همه جريانات سياسي مشروع نظام و اصلاح طلبان معتقدند بيانات مقام معظم رهبري مثل هميشه فصل الخطاب است و همه بايد بپذيرند دراين شرايط با تقويت وحدت و انسجام ملي، اقتدار نظام حفظ شود.
علي اكبراولياء درمصاحبه با باشگاه خبرنگاران با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه هاي نمازجمعه تهران افزود: به خصوص تاكيد ايشان بر مخدوش نشدن ساختارهاي قانوني در كشور بايد مورد توجه قرارگيرد.
نماينده مردم يزد در مجلس شوراي اسلامي تاكيد كرد: همه كساني كه درباره انتخابات اعتراض يا ابهامي دارند بايد از مجاري قانوني اقدام كنند.
وي مهمترين محور بيانات مقام معظم رهبري را حفظ وحدت و انسجام ملي دانست و گفت: بر اين اساس، نبايد اجازه دهيم عناصر ضدانقلاب يا بيگانگان طمع كنند.
همه خود را ملتزم به بيانات رهبري بدانند
آيت الله مقتدايي مدير حوزه علميه قم نيز با صدور اطلاعيه اي درباره بيانات رهبر انقلاب آورده است: به پيروي از فرامين داهيانه معظم له و به احترام 40 ميليون راي به خط انقلاب اسلامي همه افراد و مجموعه ها و جريانها بايد در جهت حفظ مصالح عاليه نظام برادرانه در كنار هم قرار گرفته و خود را به آنچه ايشان فرموده اند ملتزم بدانند.
در اين اطلاعيه آمده است: به همراه حوزه هاي علميه سراسر كشور ضمن اعلام حمايت قاطع خود از رهنمودهاي حكيمانه مقام معظم رهبري آحاد ملت سرفراز و بيدار و هميشه در صحنه ايران اسلامي را به حفظ وحدت ملي و انقلابي خويش و قانونگرايي دعوت نموده و از هرگونه حركتي كه منجر به تنش و سوءاستفاده دشمنان كوردل مي شود برحذر مي دارد.
عمل به فرامين ولي فقيه تكليف شرعي است
نماينده مردم آذربايجان شرقي در مجلس خبرگان رهبري تاكيد كرد: بيانات رهبر انقلاب سرنوشت ساز و گره گشا بود و عمل به فرامين ولي فقيه براي همگان تكليف شرعي است.
آيت الله هاشم زاده هريسي در گفت وگو با مهر يادآور شد: فرمايشات معظم له در نمازجمعه تهران در خصوص مسائل اخير كشور كاملاً شفاف، قاطع و همه جانبه بود و جاي تحريف و برداشت يكسويه در آن باقي نمانده است.
هاشم زاده اظهار داشت: رهبرمعظم انقلاب در اين سخنان، همه را مورد خطاب قرار داده و تكليف مردم، نخبگان، كانديداها و البته مسئولان نظام را مشخص كردند.
عضو مجلس خبرگان رهبري تاكيد كرد: عمل به دستورات ولي فقيه تكليف شرعي است و هركس از اين محور عدول كند مسئول است.
همچنين آيت الله محسني گركاني نماينده مردم استان مركزي در مجلس خبرگان رهبري در نامه اي به محضر رهبرانقلاب حمايت همه جانبه مردم ولايت مدار استان مركزي را از بيانات حكيمانه ايشان اعلام كرد.
سخنان رهبري
دل ها را آرام كرد
حجت الاسلام رحيميان هم گفت: متاسفانه نخستين بار در اين دوره از انتخابات شاهد بوديم افرادي كه در انتخابات راي نياوردند به جاي تمكين به راهكارهاي قانوني، راهكارهاي ديگري را مطرح كردند كه موجب سوءاستفاده دشمنان شد.
وي يادآور شد بعد از روزها و شبهاي پرالتهاب خطبه هاي روز جمعه مقام معظم رهبري كه برگرفته از دل پاك و امدادهاي الهي بود فصل الخطاب شد و همچنان دلها را روشن و آرام مي كند.
آیت الله ري شهري : تبعيت از رهنمودهاي مقام معظم رهبري وظيفه شرعي و ملي است
نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت نيز در اين باره اظهار داشت: تبعيت از رهنمودهاي مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه تهران وظيفه شرعي و ملي تمامي علاقمندان به ايران و اسلام است.
آیت الله محمد محمدي ري شهري» افزود: بي شك هرگونه موضع گيري در برابر فرمايشات ايشان موجب خدشه دار شدن وحدت ملي به سود دشمنان ايران و انقلاب و به زيان همه جريان هاي علاقمند به امام و استقلال ايران خواهد بود.
وي تصريح كرد: همه كساني كه براي احقاق حق تلاش مي كنند بايد توجه داشته باشند كه بزرگترين حق، حفظ نظام اسلامي است كه به فرموده امام اوجب واجبات است و اگر اين حق ضربه ببيند ديگر هيچ حقي قابل استيفا نخواهد بود.
فرمايشات رهبري فصل الخطاب بود
مشاور رئيس جمهور در امور روحانيت، رهنمودهاي مقام معظم رهبري را «فصل الخطاب كامل» توصيف و عنوان كرد: اين سخنان همه چيز را براي همه روشن كرد و جاي هيچ گونه ابهامي باقي نگذاشت. در عين حال احترام همه نامزدهاي انتخابات و طرف هاي آنها نيز حفظ شد.
حجت الاسلام «ناصر سقاي بي ريا» افزود: سخنان مقام معظم رهبري درباره سوابق آنها اين احتمال را كه شايد فكر كنند حيثيت شان زير سؤال رفته است، برطرف كرد. رهبر معظم انقلاب اسلامي سفارش فرمودند همه به كساني كه خدمات و سوابقي در جمهوري اسلامي ايران داشتند احترام بگذارند.
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 23:33 توسط :: سیدمحمد ::
نخستین رئیس جمهوری اسلامی ایران، طی پیام ویژهای به رئیس سازمان صدا و سیمای ایران از وی سپاسگزاری کرد.
به گزارش خبرنگار گافنیوز به نقل از روزنامه انقلاب اسلامی شماره 7532، ابوالخسن بنی صدر(خائن) در پیامی که نیمه شب سیزدهم خرداد ماه از پاریس خطاب به عزتالله ضرغامی نوشته است، آورده:
« برادر عزیز و مکتبیام، جناب آقای مهندس ضرغامی
از اینکه پس از نزدیک به 28 سال، رادیو و تلویزیون رژیم جمهوری اسلامی ایران به چنان آزادی و آزادگیای رسید که به مردم ایران یادآوری کند دولتهای گذشته، به استثنای دولت تحت نظر اینجانب، همگی فاسد و ناکارآمد و رانتخوار و سرسپرده بودهاند، بسیار خوشحال و مسرور و حتی شگفتزده گردیدم و بر طبق آموزههای مکتب اقتصاد توحیدی، بر خودم لازم دیدم بدینوسیله تشکر و سپاسگزاری نمایم.»
به گزارش گافنیوز، بنیصدر در بخش دیگری از نامه خود خطاب به ضرغامی آورده است: «امشب (سهشنبه 13 خرداد) به طور اتفاقی از طریق ماهواره از روی کانالهای رژیم رد میشدم که ناگاه متوجه شدم در یکی از برنامهها، یک نفر با نام بردن از کسانی نظیر هاشمی و خاتمی و ناطق و دیگران، اشرافیت و رانتخواری و پارتی بازی آنها و خانوادههایشان را بر ملا میکند. یعنی همان مسائلی که من نزدیک به سی سال است درباره آنها میگویم، اما متاسفانه کسی توجه نمیکند.»
بنی صدر در ادامه نوشته است: « تشکر و سپاس خودم و برادران و خواهران مجاهدم (منافقین)را از شما به خاطر ویژهبرنامهای با نام "مناظره" ابلاغ مینمایم که یک طرف مناظره (که نامش به خاطرم نیست) جسورانه حرف دل ما را زد و کل رژیم جمهوری اسلامی – به استثنای دوران درخشان ریاست جمهوری اینجانب- را به زیر سوال برد. البته پیش از این هم از دوستان شنیده بودم در چند سال اخیر، پخش برنامههایی که درباره بیفایده بودن رژیم برای مردم روشنگری میکند، آغاز شده است. اما باور نمیکردم و امشب با چشم خودم دیدم که نه فقط چنین برنامههایی وجود دارد، بلکه از حد انتظار ما نیز فراتر رفته و با نام بردن از تمام اعضای خانواده کسانی که به من و مریم و مسعود و سایر دوستان جفا کردهاند، گامهای بلندی در راه مقاومت ملی ایران برمی دارید.
چه زیبا و توحیدی بود آن لحظاتی که به مردم ایران اعلام شد جانشین فرماندهی کل قوا پس از من در زمان رهبر قبلی، یعنی هاشمی و نیز رئیس دفتر بازرسی ویژه رهبر فعلی، یعنی ناطق نوری افرادی فاسد و اشرافی و رانتخوار هستند. کاری که سی سال است من و برادران و خواهرانم در پی انجام آنیم، چه با شکوه در مدت چند ساعت به دست شما و چند تن از دوستانتان انجام شد! از این رو صمیمانه از شما رفیق گرامی که در نهایت خلوص نیت و حتی بدون آنکه نامتان در لیست سازمان باشد، به افشای ماهیت رژیم میپردازید، تشکر میکنم و امیدوارم در تهران یا پاریس با هم دیدار داشته باشیم.»
بنیصدر(خائن) در انتهای نامهاش از ضرغامی خواسته است تا ضمن بذل توجه بیشتر به تبلیغ لوازم گریم فرانسوی مخصوص رئیس جمهورها، حجم چنین برنامههایی را بیشتر کند و در ضمیمه نامهاش یک بسته رژ لب و گونه بازمانده از خروج قهرمانانه خود از ایران را به ضرغامی و همکاران وی که در افشای ماهیت رژیم و برخی "آخوندها" نقش دارند، اهدا کرده است.
تا کنون درباره پاسخ احتمالی ضرغامی به بنیصدر خبری منتشر نشدهاست، اما در محافل خصوصی شنیده میشود ضرغامی در پاسخ به این نامه زیر لب گفته است: «ما که کاری نکردیم...
مرگ برمنافق
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 22:30 توسط :: سیدمحمد ::
قاتل طالقانی
وقتی دامنۀ شایعات علیه شهید بهشتی گسترش یافت و زمینۀ ماعدی برای پذیرش هرگونه افترا و دروغی آماده شد، رگبارِ وقیحانه ترین تهمت ها و ناجوانمردانه ترین ناسزاها بود که بر سرش باریدن گرفت تا جایی که وی متهم به قتلِ آیت الله طالقانی اولین امام جمعۀ منسوب امام (ره) تهران شد. این اتهام که عمدتاً از سوی منادیان «پدر طالقانی» و با هدف انزوای دکتر بهشتی ترویج می شد، به قدری تأثیر گذار و آکنده از واقع نمایی بود که توانست به التهاب جدی و جدیدی در متن افکار عمومی دامن زند. امام خمینی (ره) در تشریح و تصدیق این ماجرای تلخ و تأسف انگیز می فرماید: از صحنه خارج کردن به این است که اگر یک خطایی از شما دیدند، بزرگش کنند و بزرگش کنند و به رخ مردم بکشند و مردم را از شما منحرف کنند. این جریان در کار بود که مردم را از شما جدا کند، تا کسی به شما فحش بدهد. این آقای بهشتی مسلمان، متعهد، مجتهد، این چه کرده بود که تو تاکسی می نشستی، می دیدی که دو نفر آدم به هم می رسند یک حرفشان فحش به اوست؟ تو اجتماعات، یک دسته ای مرگ بر کی، «طالقانی را تو کشتی» (می گفتند) خوب، شما ببینید چه ظلمی (بود) به یک همچو موجود فعالی، که مثل یک ملت بود برای ملت ما با چه حیله هایی این را می خواستند بیرون کنند.(1)
شعار«بهشتی، بهشتی، طالقانی را تو کُشتی» رایج ترین شعار بعد از رحلت آیت الله طالقانی بود که مشخصاً شهید بهشتی را مسؤول مرگ امام جمعۀ تهران معرفی می کرد. آقای حاج احمد قدیریان با نقل خاطره ای در این باره می گوید: آیت الله دکتر بهشتی رئیس شورای عالی قضایی مورد اهانت منافقین قرار گرفت. آنان با جوسازی ها و تهمت های ناروا سعی بر این داشتند که مردم را نسبت به او بدبین کنند. روزی در سخنرانی ای که در دانشگاه تهران داشت، بعد از اتمام برنامه هنگامی که از دانشگاه بیرون آمد، منافقین شعار دادند:«بهشتی، بهشتی، طالقانی را تو کشتی.» ولی ایشان با صبوری بیرون رفت و فرمود:«ما و دوستانمان در این برهه از زمان بر این شدیم که سکوت کنیم.» سرانجام اعضای سازمان به این نتیجه رسیدند که نه تنها بهشتی بلکه یاران او هم از میان بردارند.(2)
دشمنان انقلاب از هر اتفاقی برای خود دستاویزی می ساختند و به نوعی از آن برای تخریب فرزندان اصیل انقلاب و یاوران امام عزیز مدد می گرفتند. پیرو همین سیاست وقتی آیت الله طالقانی بعد از یک عمر مبارزه و تلاش، با زندگی وداع گفت و به ابوذر زمان ملقب شد، آیت الله بهشتی را مسؤول مرگ او معرفی کردند و پرچم های جنگ و دشمنی را چو خون خواهان عثمان بر علیه وی برافراشتند و وقتی آیت الله بهشتی به شهادت رسید و حجت الاسلام سید احمد خمینی در گذشت، آیت الله هاشمی رفسنجانی را مسؤول مرگ ایشان معرفی کرده و وی را در مظان اتهام نشاندند.
آیت الله هاشمی رفسنجانی دربارۀ این شگردِ سیاسی، تحلیل هوشمندانه و آگاهی بخشی دارد که آن را می آوریم. ایشان می گویند: ترورها به همراه یک سری برنامه های دیگر طرح ریزی شده است. یعنی در کنار ترور اشخاص، برنامۀ ترور شخصیت های مشابه هم وجود دارد. یعنی برای این که دو کار کرده باشند، برنامه می ریزند یکی را بکُشند و یکی را هم در کنار او بدنام کنند که گاهی موفق می شوند و گاهی نمی شوند. آن روزی که در دفتر حزب جمهوری اسلامی بمب منفجر شد و 72نفر شهید شدند، زیرکانه نوشتند که بنا بود هاشمی رفسنجانی، رجایی و بهزاد نبوی – وزیر مشاور و سخن گوی دولت مکتبی رجایی- در آن مجلس باشند، ولی به طور معجزه آسا(یا مرموز) یکی شان یک ساعت زودتر رفت، یکی نبود و یکی فلان. جوری نوشتند تا جّو را آلوده کنند که اینها خودشان این کار را کردند. بعضی هم نوشتند که مثلاً آیت الله بهشتی در مقابل امام فلان حرف را زده و این حادثه پیش آمده؛ برای این که محیط را آلوده کنند و سوءظن ایجاد کنند... می خواهند این بدنامی را برای اشخاص درست کنند و اینها را با شعور سیاسی دفع کنند. ما باید تقوای سیاسی داشته باشیم تا حرف های بی اعتبار را به صورت شایعه، نقل نکنیم که خیلی بد است. مهم ترین تقوا همین جاست.(3)
اتهام قتل آیت الله طالقانی توسط شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی دارای مفاهیم و اشارات تکان دهنده ای بود که دل سنگ را آب می کرد. این شعار«بهشتی، بهشتی طالقانی را تو کشتی» به مثابۀ رمزی بود که زشتی، پلیدی، روح سرشار از قساوت، قدرت طلبی، خیانت و جنایت را یک جا به شهید بهشتی نسبت می داد و از وی بتی زشت سیرت معرفی می کرد. هر چند که منافقین و اصحاب ضد انقلاب سینه زنان اصلی پای این پرچم بودند، اما با این همه نمی توان سهم دوستان انقلاب را، در خلق فضایی که منجر به سردادن این شعار شد، نادیده گرفت. چه کم ترین گناه دوستان انقلاب، دفاع نکردن از شهید بهشتی در مقابل این ظلم بزرگ و جنایت آشکار بود.
مرگ بر بهشتی
بازار شایعه، تهمت، افترا و دروغ علیه شهید بهشتی چنان داغ شده، رواج یافته و آتش کینه ها را شعله ور کرده و بغض های فرو خفته را باز کرده بود که بعضاً شعارهای هتاکانه و بسیار وقیحانه ای در عناد و دشمنی با ایشان داده می شد. امام خمینی(ره) با اشاره به این داستان تلخ و ناگوار می فرماید: تهمت های ناگوار به ایشان می زدند! از آقای بهشتی اینها می خواستند موجود ستمکار دیکتاتور معرفی کنند، در صورتی که من بیش از بیست سال ایشان را
می شناختم و برخلاف آنچه این بی انصاف ها در سراسر کشور تبلغ کردند و «مرگ بر بهشتی» گفتند، من او را یک فرد متعهد، مجتهد، متدین، علاقمند به ملت، علاقمند به اسلام و به درد بخور برای جامعۀ خودمان می دانستم.(4)
شعار وقیحانۀ «مرگ بر بهشتی» که نتیجۀ موفق جنگ روانی بود، محصول نزدیک به دو سال کاشتن تخم انزجار، نفرت عمیق و عقده های کینه توزانه در دل های بخشی از جوانان ساده و فریب خورده بود که در فرصت های مختلف سر باز کرده و منفجر می شد. چنانچه در میتینگ سیاسی 14 اسفند 59 به سردمداری بنی صدر، بارها شعار«مرگ بر بهشتی» به آسمان برخواست.(5) انجمن دانشجویان مسلمان آمریکا که در سال های 1360 و 1361، با انتشار مواضع منافقین نقش ستادی را برای سازمان بازی می کرد، در اطلاعیه ای که به مناسبت تحلیل حادثۀ هفت تیر منتشر کرد، با اتکا به شعار«مرگ بر بهشتی» به تبرئۀ جنایت منافقین پرداخت و صریحاً اعلام کرد که : انفجار ستاد حزب(جمهوری اسلامی) و متلاشی شدن بهشتی ... مرگ بهشتی همان خواست به حق توده های محروم بود. (6)
همچنین در مقاله ای که در تیرماه سال 1360 در نشریۀ «راه مجاهد» ارگان رسمی منافقین انتشار یافت، ترور شهید مظلوم دکتر بهشتی به اراده و خواست عمومی که در تظاهرات 30 خرداد تجلّی یافته بود، ارجاع داده شد و آن را اجابت خواسته های آحاد مردم قلمداد کرد. در مقاله آمده بود: درست در ساعت نُه شب، هفتم تیرماه 60، خشم گره خوردۀ خلق در مقر حزب، شعله کشید و منفجر شد. بهشتی این بزرگ ترین چهرۀ امپرایالیسم و ارتجاع، مشخصاً در تظاهرات تاریخی 30 خرداد، با فریادهای «مرگ بر بهشتی» حکم اعدام انقلابی او را صادر کرده بودند.(7)
تبلیغات گسترده ای که بر علیه شهید بهشتی انجام می گرفت، او را در شمار چهره های نمادین انحصار طلب، فرصت طلب، مرتجع، سازشکار، سرمایه دار، آمریکایی، جاسوس و... جا انداخته بود؛ به گونه ای که شعار«مرگ بر بهشتی» رمز اعلام نفرت از همۀ آن زشتی ها و خیانت ها قلمداد می شد. حجت الاسلام والمسلمین محسن دعاگو عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی می گوید: به یاد دارم زمانی که دکتر بهشتی رئیس قوۀ قضائیه بود، به ما پیشنهاد کرد تا جلسۀ کمسیون اقتصادی حزب را در محل دادگستری برپا کنیم و ما قبول کردیم، بر حسب اتفاق همان روز سازمان مجاهدین و طرفدارنشان تظاهراتی برپا کرده بودند و بر ضد دکتر بهشتی شعار می دادند و در پایان برنامۀ خود با کفش اقامۀ نماز می کردند.(8)
هر چند طراحان اصلی و اولیۀ این شایعات و دروغ ها، گروه ها و افراد معاند و دشمنان تابلودار نظام اسلامی بودند، اما نباید سهم دوستان ساده اندیش و بازی خورده را، در ترویج و باوراندن آنچه را که زمینه ساز این شعار شد، نادیده گرفت. شاید برای اولین بار فریادهای مکرر«مرگ بر بهشتی» تحت تأثیر سخنرانی یک روحانی متشخص به آسمان بلند شد و نقشی از مظلومیت را بر چهرۀ فرزند لایق و برومند اسلام و امام راحل رسم کرد: شیخ علی تهرانی به اصفهان آمد و یک مراسم سخنرانی در باغ تختی داشت. برای اولین بار پس از سخنرانی او منافقین راهپیمایی کردند و شعار«مرگ بر بهشتی» سر دادند. این تظاهرات به میدان چهار باغ کشیده شد. برای نخستین بار بود که چنین جسارتی در زادگاه شهید بهشتی رخ داد... من شنیدم حتی بعد از شهادت ایشان شعار«مرگ بر بهشتی» سردادند و هنوز هم پس از افتادن پرده ها، تیرهای تهمت و جفا آن بزرگوار را نشانه می گیرد.(9)
شعار«مرگ بر بهشتی» هر چند تنها متشکل از سه واژه می باشد، اما همانند یک کتاب قطور می تواند به خوبی از عهدۀ نمایاندن مظلومیت شهید بهشتی و وضعیت اسف انگیز و تلخ سیاسی حاکم برآن روز برآید؛ چرا که خواستن و بلکه اصرار بر مرگ بهترین و صالح ترین بندۀ خدا، تنها در فضای سیاسی مسموم و عاری از شناخت صحیح و آگاهانه است که می تواند اتفاق بیافتد و انسان هایی که در آسمان ها معروف تر از زمین هستند را به کام مرگ ببرد.
پی نوشت:
1- صحیفۀ امامره)، ج 15، ص 18.
2- خاطرات حاج احمد قدیریان، ص 179،180.
3- هاشمی رفسنجانی، خطبه های جمعه سال 1360، ج 1، ص 243.
4 - صحیفۀ امام(ره)، ج 14، ص 518، 519.
5 - غائلۀ چهاردهم اسفند 1359، ص 514.
6 - سازمان مجاهدین خلق، پیدایی تا فرجام، ج 2، ص 594.
7 - همان، ص 597.
8 - خاطرات حجت الاسلام والمسلمین محسن دعاگو، ص 241.
9 - خاطرات محمد پیشگاهی فرد، ص 198، 219.
منبع : کتاب جفای دوستان (بهشتی زیر آوار اتهام ها)، ، ص 151 -
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 14:22 توسط :: سیدمحمد ::
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 2:23 توسط :: سیدمحمد ::
فرزندان برخی از سرداران شهید انقلاب و دفاع مقدس در نامه ای از دکتر رضایی تشکر کردند.
برادر ارجمند جناب آقای محسن رضایی
با سلام و تحيات الهي
گر چه در جریان انتخابات آتی هر یک از ما از نامزدی خاص دفاع و حمایت کرده ایم و در این راه تلاش گسترده در کنار جریان خروشان و اراده ملت برای تغییر و تحول در سرنوشت خویش، تمام توان ذهنی و جسمی مان را بخود مشغول ساخته است. ولی در مناظره دیشب بارقه ای از متانت معمار انقلاب امامان خمینی کبیر (ره) را شاهد بودیم دریغ مان آمد بی تفاوت از کنارش بگذریم.
برادر محسن!
دیشب برگ پر افتخاری در کارنامه شما ثبت گردید، ورای انتخابات، فارغ از رقابت و بدون توجه به نتیجه.
این شما بودید که با مدیریت، پذیرش و دفع بحران در بحث کارشناسی پیروز و سربلند بیرون آمدید و فراتر از آن در مهمترین دغدغه بشری یعنی اخلاق گرایی در کوران اخبار انتخاباتی و در روزهایی که تبلیغات و متاسفانه تخریبها به بالاترین میزان خود رسیده حرکت ارزشمند شما فراموش نخواهد شد.
برادر محسن!
برخورد شما در مناظره دیشب سمبل برنامه محوری، خویشتن داری، ادب و متانت مثال زدنی بود و مصداق بارز آیه شریفه "والذین معه اشدا علی الكفار رحما بینهم ".
فرزندان سرداران شهید ایران زمین:
سورنا ستاری، میثم کریمی، علی فکوری، احسان باکری، علی شجاعی، حسین عباسپور، حدید گلاب، سید حمزه جهان آرا، محمد سلمان جهان آرا،محمد کلانتری، داود کریمی، محسن اندرزگو، سیدناصر نامجو، علی ساجدی، محمد شهاب الدین محمدی عراقی، ابوذر شیرودی، محمد مهدی تندگویان، حسین بروجردی، سیدمهدی نامجو، محمد مهدی همت، حسین پیشکار، میثم اله داد.
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 18:30 توسط :: سیدمحمد ::
الف: دکتر علی مطهری در نامهای سرگشاده به رئيسجمهور، خواستار شفافیت و صداقت بیشتری شده است تا شایبه سیاسیکاری از آن برنیاید.
در این نامه آمده است:
جناب آقاي دکتر محمود احمدينژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي و کانديداي دوره دهم
با اهداي سلام و آرزوي توفيق براي جناب عالي، مباحث مطرح در تبليغات انتخاباتي از سوي شما شبهات و پرسشهایي را پديد آورده که خوب است براي رفع اين شبهات پاسخ آنها را بدانيم:
1. چرا در چهار سال رياست جمهوري خود، نام مفسدان اقتصادي را اعلام نکرديد و در آستانه انتخابات رياست جمهوري دست به اين کار زديد؟
2. چرا در ميان افشاشدگان، نامي از وابستگان حاميان شما ديده نميشود، در حالي که خوب ميدانيد در ميان وابستگان برخي حاميان نامدار شما نيز چنين افرادي ـ در حد همين اتهامها ـ هستند؟
3. آقاي پاليزدار هم همين سخنان شما را به علاوه چند مطلب ديگر از همين سنخ مطرح کرد. چرا بر خلاف رکسانا صابري از او حمايت نکرديد تا سرانجام پس از نه ماه سلول انفرادي (به گفته وکيلش) به 9 سال زندان محکوم شد؟
من پيشنهاد روشني براي شما دارم. در اين چند روز باقي مانده تا انتخابات براي اثبات صداقت و خلوص نيت خود، نام دستکم يک تن از نزديکان حاميان مهم خود را ـ که در ميان وابستگان برخي روحانيون سرشناس حامي شما هم پيدا ميشوند و در گذشته مناصبي هم داشتهاند ـ به عنوان مفسد اقتصادي اعلام نماييد تا مردمي که ميپندارند يک ناجي واقعي براي رفع فساد پای به ميدان گذاشته، قانع شوند که اين افشاگريهاي شما براي خداست، نه براي خود و از ترس از دست دادن مقام رياست جمهوري و در قالب يک پروژه سياسي.
خود بهتر ميدانيد که اينجانب در دي ماه 82 يعني سالها پيش از جنابعالي مسأله فعاليتهاي اقتصادي برخي نزديکان جناب آقاي هاشمي را مطرح کردم و خواستار شفاف شدن آن و رفع ابهامات شدم؛ بنابراين، نميتوان اينجانب را متهم به حمايت کور از افراد مورد انتقاد شما کرد. سخن در اين است که آيا شما مبارزه با مفاسد اقتصادي را به عنوان يک حقيقت و در راستاي اجراي عدالت قبول داريد يا به عنوان يک ابزار و وسيله براي پروندهسازي و استفاده از آن در رقابتهاي سياسي؟
رفتار شما اين دومي را تأييد ميکند. اين امر با اصولگرايي سازگار نيست، همچنان که انکار نظارت بر وضعيت فرهنگي جامعه از قبيل پوشش اسلامي و مميزي کتاب که اين روزها ورد زبان شماست، شما را از حوزه اصولگرايي خارج ميکند.
اينجانب بارها گفتهام جنابعالي يک کانديداي مستقل هستيد و ارتباطي با اصولگرايي نداريد و پيروزي يا شکست شما پيروزي يا شکست اصولگرايي نيست. براي شما حرکت در مسير رضاي الهي را آرزو ميکنم.
با تقديم احترام، علي مطهري 18/3/88
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:4 توسط :: سیدمحمد ::
محسن رضايي در جمع مردم ياسوج گفت: امروز ديگر عوامفريبي چه به صورت سنتي و چه به صورت مدرن پايان يافته و ديگر نميشود سر اين ملت را كلاه گذاشت چرا كه ملت ايران ملت باشعوري است.
به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، محسن رضايي بعدازظهر امروز در جمع مردم ياسوج و در مصلاي اين شهر گفت: من افتخار ميكنم كه از ميان شما مردم زاگرس، دنا و زردكوه برخواستهام و از اقوام لر هستم.
اين كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با بيان اينكه فرزندان اين استان در انقلاب و دفاع مقدس شناسنامه درخشاني داشتهاند و بسياري از آنان در مقابله با تجاوزات عراق افتخارات بزرگي آفريدهاند، افزود: آن دوران پرافتخار با دستيابي به استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي و بعد از آن با دستيابي به اقتدار ملي و آبرو و حيثيت ايران اسلامي به پايان رسيد و جزو نقاط درخشان شما ملت عزيز ايران است.
رضايي خاطرنشان كرد: ايران سرافراز امروز بر امتداد پيروزيهاي بزرگ در ابعاد سياسي، دفاعي، امنيتي توانسته است خوش بدرخشد چنانچه به آسمانها برود، ماهواره پرتاب كند و ناو، هواپيما، تانك و توپ داشته باشد و به عنوان يك قدرت سياسي و دفاعي در منطقه شناخته شود.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه ضمن اينكه مردم را صاحبان اصلي چنين پيروزيهايي دانست، اظهار كرد: اما در كنار اين پيروزيها بخش ديگري از جامعه و كشور ما در مشكلات و عدم آسايش به سر ميبرد چنانچه امروز ميبينيد كه بسياري از جوانان ما بيكار هستند و بسياري از مردم در مراجعه به بيمارستانها با نارضايتي برميگردند مردم ما از يك دست از دولت كمك ميگيرند ولي به خاطر وجود تورم و گراني بايد اين كمك را پس دهند.
رضايي تورم را ماليات ناجوانمردانهاي كه بر عموم مردم تحميل ميشود، دانست و اضافه كرد: ملتي كه ميلياردها دلار ثروت و منابع انساني دارد چرا نبايد امروز در منطقه و دنيا برتر باشد. اين ملتي كه توانسته صدام را شكست دهد و شاه را بيرون كند چرا نميتواند فقر و بيكاري را از كشور خود براند.
رضايي با بيان اينكه ما آمدهايم تا به اين فقر و بيكاري پايان دهيم و ثابت كنيم كه جوانان عزيز ما همانطور كه صدام را بيرون كردند ميتوانند فقر و بيكاري را نيز بيرون كنند، اظهار كرد: در اين راستا بايد توجه داشت كه با تكرار گذشته نميتوانيم آينده را بسازيم و از آنجا كه جوانان فرشتگان نجات اين ملت هستند بايد به دست همين جوانان كشور را ساخت.
وي در ادامه با ابراز تاسف از اينكه عدهاي از دولتمردان و نامزدهاي انتخاباتي جوانان را باور نكردند، تصريح كرد: جوانان ميتوانند معجزهي ديگر بيافريند و فقر، بيكاري و گراني را از كشور بيرون كنند.
رضايي گفت: من 12 سال است كه تمام كارشناسان اقتصادي، علمي و فناوري كشور را يك به يك در مجامع مختلف ديدهام و با آنها صحبت كرده و به اين نتيجه رسيدم كه آيندهي درخشاني پيشروي ماست.
وي با بيان اينكه امروز ديگر عوامفريبي چه به صورت سنتي و چه به صورت مدرن در كشور پايان يافته است و ديگر نميشود سر اين مردم كلاه گذاشت، گفت: ملت ايران با شعور هستند و من در اين راستا به آقايان رسانهي ملي توصيه كردم كه بين كانديداها مناظره برگزار كنند تا كسي نتواند سر مردم كلاه بگذارد.
وي افزود: حدود 28 سال پيش وقتي انقلاب پيروز شد و ما عدهاي از مجاهدين خلق را دستگير كرديم من به آقاي بهشتي گفتم اجازه بدهيد اين افراد در تلويزيون آزادانه حرف بزنند تا مردم خود قضاوت كنند شهيد بهشتي به من گفتند اين ريسك بزرگي است اما ما گفتيم اگر اين كار را انجام دهيم بهتر است بنابراين من و بنيصدر و گروههاي چريكهاي فدايي خلق روبروي تلويزيون صحبت كرديم و من گفتم اين آقاياني كه اينجا حضور دارند چنين ويژگيهايي دارند و زماني مردم را ميكشتند، حال شما مردم خود قضاوت كنيد ولي بعد از آن مناظرات تعطيل شد اما امروز اين مناظرات ادامه پيدا كرد.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه گفت: اگرچه ملت ايران به احساسات نياز دارد اما ملت ايران نيازمند وحدت هم است. تا كي بايد در اين كشور تفرقه و جنگ و جدال باشد بايد دانست كسي كه توانايي اداره كشور را داشته باشد جيغ و داد نميكند.
وي خاطرنشان كرد: امروز مسير جمهوري اسلامي براي رسيدن به يك قدرت بزرگ اقتصادي باز است و ما همه بايد با وحدت در اين راه قدم برداريم.
وي در ادامه با تاكيد بر اينكه ما تشنهي رياست و مقام نيستيم، گفت: ما آمدهايم كه اگر به لطف پروردگار متعال شما ملت ايران دولت را در اختيار ما قرار داديد دست به يك تحولات اساسي در بخشهايي كه روزي زمين مانده است بزنيم و از همه تواناييها استفاده كنيم.
وي در ادامه به بيان ويژگيهاي استان كهكيلويه و بويراحمد از ديدگاه خود پرداخت و گفت: اين استان بهترين طبيعت و سختكوشترين انسانها را دارد اما بايد گفت كه آيا اين انسانها به توسعهي صنعتي و كشاورزي رسيدهاند، دانشگاه پيشرفتهاي دارند، از پارك علم و فناوري و پژهشكدهي فناوريهاي جديد برخوردارند يا نه؟
رضايي گفت: قبل از انقلاب هم به شهرهاي شما آمدهام و 40 سال است كه مردم شما را ميشناسم و معتقدم كه جوانهاي شما ميتوانند مشكلات را حل كنند.
رضايي در ادامه با بيان اينكه آزادي بايد با شغل و درآمد همراه باشد، گفت: اگر جوانها فقط آزادي داشته باشند ولي مشكلاتي را نيز در مسير خود ببينند، همچنين اگر حقوق شهرونديشان تامين شود ولي آيندهي تامين شدهاي نداشته باشند اين نميتواند مطلوب باشد.
وي سپس به طرح پيشنهادي خود براي كارآفريني در دانشگاهها پرداخت و اظهار كرد: طي برنامهاي كه ما داريم هر دانشگاه در شش ماه آخر منتهي به فارغالتحصيلياش مهارت خواهد آموخت و از سوي ديگر به تمام بنگاهها، شركتها و كارخانجات اعلام ميكنيم كه اگر هر كدام از اين دانشجويان را استخدام كنيد تا سه سال كامل 50 درصد حقوق آن دانشجو را به آن بنگاه ميدهيم.
رضايي در ادامه گفت: در دولت مورد نظر من يارانهها برقرار خواهد بود اما ما اين يارانهها را به سمت اشتغال و توليد خواهيم برد.
وي در ادامه به طرح مشكلاتي در عرصهي ورزش كشور اشاره و خاطرنشان كرد: متاسفانه طي سالهاي اخير ديديم كه در ميادين ورزشي با نتايج ضعيفي مواجه بوديم چنانچه وقتي تيمهاي دسته چندم منطقه به تهران آمدند توانستند ما را به زمين بزنند و حيثيت جوانان ما را ببرند در اين راستا به نظر ما مسائل سياسي را بايد از ورزش جدا كرد.
رضايي با بيان اينكه ورزش سكو و پلكاني نيست كه سياستمداران بخواهند از آن بالا بروند، گفت: ما ميگوييم بايد وزارت ورزش ايجاد شود.
وي افزود: ما همچنين تلاش خواهيم كرد يك دوره بازيهاي آسيايي و المپيك را به ايران بياوريم و نشان دهيم كه ايران ميتواند ميزان خوبي براي اين بازيها باشد و معتقديم در اين صورت تمام بخشهاي خصوصي و دولتي طي يك سال به اندازه 10 سال كار خواهند كرد.
وي در ادامه با بيان اينكه زماني روستاهاي كشور مادر ايران بودهاند، افزود: ببينيد كه امروز چه بر سر روستاها و عشاير ايران آمده است. روستايي كه فقير ميشود از بيخ و بن از بين ميرود در اين صورت حاشيهنشيني ايجاد ميشود.
وي احياي اقتصاد روستايي را از جمله برنامههاي مورد نظرش در راستاي حل چنين مشكلاتي دانست و اظهار كرد: ما سعي ميكنيم فعاليتهاي مكمل را رونق دهيم و ميزان بهرهوري و كارآفريني را از طريق دانش و تجهيزات مدرن كشاورزي بالا ببريم.
رضايي در ادامه با تاكيد بر اينكه همه زمينهايي كه دولت از مردم گرفته است را به خود روستاييان باز ميگردانيم، گفت: اگر دولت اين زمينها را به ديگران داده باشد بايد جبران كنيم.
محسن رضايي قبل از ديدار مردمي خود در ياسوج به دفتر نماينده ولي فقيه و مجلس خبرگان رهبري استان كهكليويه و بويراحمد رفت و با آيتالله سيدكرامتالله ملكحسيني نماينده ولي فقيه در استان كهكليويه و بويراحمد و نماينده مردم استان كهكليويه و بويراحمد در مجلس خبرگان ديدار كرد.
لينك ثابت نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 12:52 توسط :: سیدمحمد ::
در چارچوب مناظره های انتخاباتی نامزدهای دوره دهم ریاست جمهوری پنجشنبه شب آقایان مهندس میرحسین موسوی و دکتر محسن رضایی به طرح دیدگاههای خود در مسائل مختلف و نقد برنامه های یکدیگر پرداختند.
به گزارش "تابناک" در این مناظره که در فضایی اخلاقی و به دور از حواشی برگزار شد، این دو نامزد با طرح برنامه ها و دیدگاههای خود ضمن تببین تفاوتهای برنامه ای و روشی مد نظرشان به شکلی منطقی، سعی کردند ویژگی های اثباتی برنامه های خویش را بیان کنند.
بنابر این گزارش، محسن رضایی که به قید قرعه شروع کننده بحث بود، پس از توصیه خود و دیگر نامزدها به رعایت حریم های اخلاقی و اسلامی و همچنین تسلیت به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) و بحث خود را با سوال از دیدگاه موسوی در مورد سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی آغاز کرد و با بیان اینکه آقای موسوی در ابتدای شروع به تهیه و تنظیم این سیاست ها در مجمع تشخیص مصلحت نظام به نوعی با آن و یا حداقل بخشی از آن مخالف بوده است، گفت: بنده و آقای موسوی از اول انقلاب با هم دوست بوده و در دوران دفاع مقدس نیز در کنار یکدیگر به خدمت مشغول بوده ایم لکن این مسئله مانع اختلاف در سلیقه و برنامه ها نمی باشد و لذا به دلیل اینکه یکی از مهمترین دغدغه های من در حل مشکلات اقتصادی کشور اعتقاد به این سیاستها و اجرا شدن آنهاست، از جناب آقای موسوی می خواهم که با توضیح شفاف در این مورد، موضع خود را اعلام کنند.
میرحسین موسوی نیز در ابتدای صحبت خود با تأیید صحبت رضایی در مورد رفاقت و همکاری با یکدیگر در دهه شصت، ابتدا بحث خود را با خواندن نوشته ای آغاز کرد که در آن ضمن اشاره به مناظره خود با محمود احمدی نژاد، سر فصل برنامه های خود را در جهت احیای کرامت انسانی و حقوق ملت به خصوص در رابطه با حریم خصوصی آنها و نیز جلوگیری از ستاره دار شدن دانشجویان، حفظ آبروی افراد، تامین محیط مناسب برای کسب و کار، قانون مداری و جلوگیری از ارائه آمار غلط، شایسته سالاری و ... اعلام کرد.
رضایی
رضایی ادامه داد: متاسفم که پیش بینی سال گذشته ام مبنی بر گسترش و ایجاد تفرقه و نفاق درست در می آید. وی درباره مناظره موسوی و احمدی نژاد گفت: مناظره دیشب، منازعه بود. باید بحث ها مورد نیاز مردم باشد.
رضایی با اشاره به رابطه خود با موسوی گفت: موسوی همانند یک بسیجی به جبهه ها می آمد و دوستی بین ما دلیل بر عدم اختلاف نظر نیست.
وی با تاکید بر سه نکته "لزوم داشتن یک ایده مشخص برای اداره کشور، داشتن برنامه جهت عملیاتی کردن آن ایده و دارا بودن توان لازم و کافی برای اجرا"، خطاب به موسوی گفت: باید بگوییم روز اول ورود به دولت چه می کنیم؟ چه نظریه و برنامه ای داریم؟ صرف درددل کردن مفید نیست. اگر توان اجرایی نداشته باشیم، مفید نیست.
رضایی ادامه داد: راه امام(ره) همان اصل 44 و چشم انداز بیست ساله است. راه من این است که یک تحول در اقتصاد کشور بوجود بیایید و فرهنگ متحول و سیاست اصلاح شود.
رضایی درباره برنامه های اقتصادی خود ادامه داد: خط مشی من از طریق آزادی اقتصادی و رقابت به جای انحصار دنبال می شود. آن هم به مردم، نه مردم پوپولیستی، بلکه کارآفرینان که همراه با تغییر هنجارهای فرهنگی است.
این کاندیدای انتخابات ادامه داد: استفاده از ظرفیت مراجع، غیرسیاسی کردن ورزش از برنامه های من است. عزت مان را نباید به نان بفروشیم. زمان «نوشاندن جام زهر» گذشته است.
رضایی ادامه داد: زمان پایان شعارزدگی و ارائه طرح عملی و فرارسیده است. توان اجرایی من یک دولت ائتلافی است و هدف از آن تغییر الگوی مدیریتی است.
رضایی درباره سابقه خود گفت: در سپاه و اطلاعات از صفر شروع کردم. اکنون هم می توانم فقر و بیکاری را از بین ببرم، رقیبم اینها هستند.
رضایی در پایان وقت خود از میرحسین موسوی پرسید: آیا به اصل 44 التزام دارید؟ سیاست های اقتصادی تان را توضیح دهید. برای اینکه برای من مبهم است.
موسوی
میرحسین هم در شروع بحث خود گفت: خاطرات خوبی با آقای رضایی داشتیم. ایشان در جبهه بودند و من در سنگر دولت. با مرور آنها انرژی می گیرم.
وی در ادامه با اشاره به مناظره خود با احمدی نژاد، متنی خواند و گفت: ادب مرد به ز دولت اوست و ادامه داد: من به تمنای قدرت نیامدم. نیامدم که به هر روشی قدرت بگیرم. مدیریت عقلانی مشکل کشور است. رعایت اخلاق و کرامت انسانی و ...
وی افزود: مهم کرامت انسانی است و رد خرافه گرایی و ارائه آمار کذب. روش دیشب برای آبرو بردن از کسانی که حضور نداشتند را قبول ندارم.
موسوی تاکید کرد: با برنامه آمده ام و برای رسیدن قدرت به افشاگری و ارائه اطلاعات محرمانه نمی پردازم. قانون گرایی هدف من است که نیاز به اصلاحات دارد.
این نامزد انتخابات ادامه داد: اصلاحات یک شبه نیست؛ اصلاحاتم در عرصه های سیاسی، حقوق شهروندی و اقتصاد است و موجب شفاف شدن رابطه ها می شود. آنگاه نمی توانند آمار دروغ بدهند.
وی افزود: نمی شود دولتی چهار سال باشد و تنها برای کسب قدرت افشاگری کند.
موسوی ادامه داد: اصلاحات در صورت وقوع جلوی فساد را می گیرد. جرم را همان گاه با رعایت حقوق محکوم می کند. شهرونددرجه دو ندارم. خدمات را با رعایت کرامت میدهم.
نخست وزیر دوران امام راحل (ره) افزود: برنامه هایم منتشر شده است و انشاء الله مردم مورد استفاده قرار دهند. ابهام مدنظر آقای رضایی برایم معلوم نیست.
موسوی ادامه داد: جنگ تمام شده است، اقتصاد جنگی هم همینطور. از آن اقتصاد با توجه به ذائقه مردم دفاع می کنم.
وی با بیان اینکه شاخص کلی دولت در زمان وی از 63 درصد به 40 درصد رسید گفت: بالاترین نرخ رشد ایران معادل 12.6 درصد که هنوز تکرار نشده است را دارم. پایین ترین نرخ رشد نقدینگی 6 درصد در 63 را دارم.
وی افزود: پایین ترین نرخ تورم با 6.9 درصد را داشتم و ضریب جینی دولت ام به 0.4 درصد رسید که ایده آل نبود.
رضایی
رضایی در جواب به وی گفت: البته من پاسخ سوال خود را نگرفتم.
رضایی در وقت دوم خود خطاب به موسوی گفت: اصل 44 یک مانفیست روشن و شفاف است. 8 یا 9 سال پیش شما به این سیاست ها معترض بودید و بحث من در مورد زمان جنگ نیست. شما باید صریحا نظر خود را درباره اصل 44 بگویید.
وی ادامه داد: دلیل انقلاب اقتصادی، قرار گرفتن در عصر طلایی جمعیت؛ 36.4 درصد، جمعیت 26 تا 30 سال است که جوان ترین جمعیت منطقه را دارا هستیم و البته این یک سرمایه است.
وی افزود: ژاپن از این سرمایه برای جهش استفاده کرد. ما نباید با تکرار گذشته به فکر ساختن آینده باشیم. از فقر سیاسی باید بیرون بیائیم و فقط به نسل اول اکتفا نکنیم.
رضایی ادامه داد: بسیاری از فرماندهان زمان من در سپاه گمنام بودند. تنها منبع ما نیروی جوان است. فقر و بیکاری و گرانی مرا یاد آن دوران می اندازد.
وی ادامه داد: ریل اقتصاد باید عوض شود. اینکه اقتصاد را از دولت بگیریم و به مردم بدهیم کار سادهای نیست. من این تجربه را هم دارا هستم.
رضایی خطاب به موسوی گفت: برنامه شما برای ورود جوانان چیست؟ از بانوان نباید بصورت نمایشی استفاده شود، آنها یک پتانسیل عظیمی هستند. زنان ما فرهیخته و مدیر هستند که در تمدن سازی، اقتصاد، سیاست و فرهنگ ایفای نقش می کنند. آیا در دولت شما حامیانتان مصادر امور را به دست می گیرند و یا تیم جداگانه ای دارید؟
موسوی
موسوی درباره سوال آقای رضایی پیرامون نظرش درباره اصل 44 گفت: در اصل 44 دخالت داشتم، صریح گفتم که تدوین انبوه مصوبات در مجمع را قبول ندارم اما قانونی است. سیاستهای کلی باید 8 یا 9 سیاست روشن باشد.
وی افزود: کتابی به اندازه کتاب سعدی برای سیاست های کلی داریم که معلوم نیست و هر کس یک تکه از آن را بر می دارد. اما در کل سیاست های کلی تدوین شده مفید هستند.
موسوی با اشاره به ابراز مخالفت خود درباره اصل 44 گفت: سیاست کلی یعنی مثلا جنگ جنگ تا رفع فتنه. اصل44 برای اقتصادمان مفید است اما بسط این اصل قانون اساسی را قبول نداریم ولی نباید در اجرای آن پس از تصویب نظام تردید کنیم.
وی درباره شعار جوانگرایی رضایی گفت: صرف آوردن جوان و ائتلاف کارگشا نیست و اتفاقا مشکل ما نحوه بهره گیری از ظرفیت با تجربه هاست.
موسوی افزود: مشکل دولت عدم توانایی نهادسازی برای اجرای قوانین است. وی با تاکید بر اینکه قبل از انتخابات وزیر معرفی نمی کند افزود: شایسته سالاری باید داشته باشیم. مجموعه ای از افراد با تجربه و جوانان فعال در کنار هم مفید است.
وی ادامه داد: طرح دارم که با تجربه ها و جوانان کنار هم باشند. عدالت خوب است، شعارها خوب است ولی اجرا مهم است.
وی خطاب به رضایی گفت: اگر طرح دولت ائتلافی تنها برای تحبیب قلوب است که خوب ولی در عمل چنین حالتی امکان پذیر نیست.
موسوی افزود: تبدیل صنعت نفت به موتور محرک اقتصاد برای ما مهم است. مشکل صنعت نفت ما مستقل بودن آن از مجموعه صنعت داخلی است.
موسوی ادامه داد: استفاده به جا از صنعت نفت که خبرگی من است همان موتور نفت است همان طور که تجربه دارم و می تواند مفید باشد.
رضایی
رضایی در نوبت خود گفت: اگر به کاری معتقد نباشید، هرچقدر با انگیزه و منضبط باشید، عملیاتی کردن آن مشکل است. وی با بیان اینکه همه کابینه اش را معرفی نمی کند گفت: تنها تعدادی از پست های کلیدی را معرفی می کنم.
وی تاکید کرد: با تغییر الگوی مدیریت است که می توانیم تحول ایجاد کنیم. مشکل اساسی ما آمدن و رفتن یک تیم نیست، تغییر الگوی مدیریت است که مسبب همین دعواهای فعلی است.
رضایی به تغییرات زیاد در دولت ها همگام با تغییر روسای جمهور اشاره کرد و گفت: چون رای گرفتیم باید اقلیت را کنار بگذاریم و اتوبوسی آدم بیاوریم؟ من وقتی می گویم دولت ائتلافی، این مسئله کاملا روشن است اما آیا آقای موسوی هم می خواهند همه را بیرون کنند یا نه توان کار با همه سلیقه ها را دارند؟
وی با اشاره به ظرفیت بالای کشور درباره نخبگان گفت: دانشگاه ها یک حجم انبوه و کارآمد کارشناسان را دارند. از نخبگان داخل تهران فقط نباید استفاده کرد. حجم نخبگان کشور زیاد است.
رضایی در ادامه افزود: برای آی تی باید به دنبال دولت چابک و الکترونیک برویم. سازمان مدیریت را متفاوت احیا می کنم و 9 فدرال اقتصادی ایجاد می کنم.
رضایی در توضیح طرح خود افزود: مدیریت سیاسی، دفاعی و امنیتی متمرکز است ولی کلیه کارهای مربوط به حوزه اقتصاد، تجارت، علم و فناوری به هر یک از این فدرالها واگذار می شود به گونه ای که کاملا با تمرکز به مسائل خود به حل آها بپردازند. مثلا برای ترافیک 17 نهاد تصمیم می گیرند و همین امر سبب شده تا این مسئله همچنان حل نشود. وی از رقیب خود پرسید: آیا شما نمی خواهید در نظام مدیریتی تحولی ایجاد کند؟
موسوی
موسوی درباره سوال رضایی پیرامون اصل 44 گفت: نحوه تفسیر یک اصل بصورت موسع را قبول ندارم. اما اصل44 را قبول دارم ولی نباید به صرف شعار بسنده کنیم. وی تاکید کرد: نسبت اصل44 باید با دیگر طرحها مشخص شود.
وی با بیان اینکه تغییرات اتوبوسی در دولت خود نخواهد داشت گفت: از مخالفانم هم در دولت هم استفاده می کنم. به جای شعاری که باید به تصویب مجلس برسد، از شوراها بهتر استفاده می کنم.
موسوی ادامه داد: اختیارات شوراها کاهش پیدا کرده و الان حداکثر شهرداری را اداره می کنند. برخی وظایف وزارت خانه ها را به شوراها می دهم. ایجاد 7 یا 8 ناحیه اقتصادی در کشور را دنبال می کنم. تحول در نواحی اقتصادی به سرتاسر کشور تسری می یابد. اگر بخواهیم تکان بخوریم باید دنبال طرح های عظیم و با دامنه وسیع باشیم. مهار تورم یک سیستم است.
رضایی
رضایی به طرح خود برای پول نفت اشاره کرد و گفت: صندوق توسعه ملی وظیفه اش سرمایه گذاری است و نه اینکه آن را دیک جیب مردم بریزیم و به سبب تورم همان پول از جیب دیگر مردم خارج شود. بلکه پول نفت باید برود داخل صندوق و سهام آن صندوق که کارش سرمایه گذاری است در دست مردم باشد. البته نواحی اقتصادی مورد نظر شما خوب است اما ضعیف تر از فدرال اقتصادی است.
وی در توضیح طرح خود گفت: مثلا در فدرال اقتصادی تبریز، آذربایجان، ترکیه، شمال عراق و شهرهای همجوار در حدود 50میلیون نفر را پوشش می دهد.
رضایی در ادامه با اشاره به نقش بالای جوانان در دولت خود گفت: اگر اجازه اشتباه کردن به جوانان در آزادسازی خرمشهر را نمی دادیم، خرمشهر هیچگاه آزاد نمی شد لذا من یک دولت رسمی دارم و دولت در سایه شامل اتاق فکری با حضور سابقون و با تجربه هاست که از منتقدین و اساتید دانشگاه هم در این دولت سایه استفاده خواهد شد و سه کار اصلی آن نظارت، مشورت دادن و رصد اوضاع و شرایط است به گونه ای که کشور با پیش بینیهای علمی این اتاق فکر هیچگاه دچار غافلگیری نمی شود. بنابر این دولت ما دولت تعریف و تمجید صرف از یکدیگر نیست.
موسوی
موسوی در پاسخ به رضایی گفت: مسئله اصل44، نهادسازی است و نه سیاست ها؛ و این اصلا باید یک وزارت خانه دارای یک طرح مشخص باشد. مشکل این است که حضرات نمی توانند نهادسازی کنند. صرف اعتقاد رئیس دولت به تضمین سرمایه گذاری خارجی کافی نیست و چارچوب ها باید مشخص باشد.
وی درباره دولت ائتلافی رضایی گفت: تفکر من از دولت سایه همانند انگلیس است که در آن احزاب مخالف دولت سایه تشکیل می دهند. ایجاد دولت در دولت باعث اغتشاش است، اما با اتاق فکر موافقم.
رضایی
در ادامه محسن رضایی در آخرین وقت خود ضمن رد اینکه دولت سایه همان مدل انگلستان است و در این مدل تفکیک کار صورت می گیرد به گونه ای که دولت سایه هیچ دخالتی در اجرا نمی کند، گفت: اصناف توانایی بزرگی برای کنترل اقتصاد دارند و من اتفاقا از نهادسازی توسط دولت احساس خطر می کنم ضمن اینکه قاعدتا تضمین سرمایه گذاری نیازمند قوانینی است که البته داریم ولی عمل نمی شود.
رضایی گفت: به عنوان مثال بسیاری از ایرانیان از سرمایه گذاری در داخل ایران پشیمان شدند و برگشتند چرا که تضمینی برای سود آنها وجود نداشت و این مسئله که من می گویم به لحاظ روانی اثرر زیادی در جذب سرمایه خواهد داشت.
رضایی با ورود به بحث فرهنگ ادامه داد: در فرهنگ لغت، آریایی یعنی نجیب و مردم ما اساساً فرهنگی هستند اما با همه این احوال، فرهنگ همچنان جزء مسائل اصلی ماست، جنابعالی هم که در زمان دولت آقای خاتمی مشاور فرهنگی بودید، توجه چندانی به فرهنگ ندیدیم.
رضایی در پایان گفت: کشاورزی مسئله بعدی است، در همدان و گیلان و غیره کشاورزان ما دچار مشکل هستند و نظام تعرفه ای ما عملا آنها را متضرر کرده است، ضمن اینکه در مورد صنعت هم وضع به همین ترتیب است. در مورد اقوام هم من معتقدم که همه اقوام ایرانی مانند فرزندان پدر و مادری به نام ایران هستند که باید از همه آنها در اداره کشور استفاده شود و من برای این مسئله برنامه دارم.
موسوی
موسوی در آخرین وقت خود به قرائت بخشی از فرمان 8 ماده ای امام(ره) پرداخت و به مناظره خود با احمدی نژاد اشاره کرد و گفت: دیروز دیدیم با چه سخاوتی از سران نظام آبروریزی می کردند در حالی که ما از تجسس در فضای خصوصی منع شده ایم. من می گویم نگاه امنیتی به فرهنگ باید برداشته شود و دیگر خودی و غیرخودی مطرح نباشد.
وی افزود: دولت موظف است با هنرمندان رو راست باشد و آنان را درک کند. اینان قشر فعال و مهمی هستند که از دولت جدا هستند.
موسوی در پایان گفت: اقتصاد دولتی را باید با دید امنیت ملی نگاه کنیم، اکنون چنین نیست و گرنه مثلا نباید در عین داشتن مرغوبترین برنج در شمال کشور، وجود برنج باسماتی را در رشت تحمل می کردیم.
مجری برنامه در پایان گفت: مناظره خوبی بود که هم ناظر به آینده و هم برنامه محور بود.
گفتنی است دکتر رضا پور حسین، مجری برنامه در پایان به نکته مهمی اشاره کرد: طبق قانون اگر درباره کاندیدای سومی در مناظره ای صحبت شود وی وقت دفاع از خود را خواهد داشت.
لينك ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 11:20 توسط :: سیدمحمد ::

زمان سپري شده از ايام تبليغات انتخابات رياست جمهوري تا همين جاي كار وزن، عيار و توانايي هر يك از كانديداها در اجراي برنامه ها و وعده هايشان را تا حد زيادي روشن ساخته و در اين ميان آنچه نظر اهل دقت و انصاف را به خود جلب كرده بيشتر عيان شدن توانمندی های دكتر محسن رضايي است.
رضايي تا چند روز قبل از ايام رسمي تبليغات، ترويج روحيه ايثارگري در فضاي سياسي را با پيگيري نظريه دولت ائتلافي و تلاش براي حمايت از نامزدي ديگر دنبال ميكرد، او سر انجام برسردوراهي عافيت طلبي وانفعال يا ورود ايثارگرانه به صحنه، راه دوم را برگزيد و در دقيقه 90 در رقابتي نابرابر به لحاظ امكانات مالي و تبليغي پاي به ميدان رقابت نهاد و تكليف گرا بودن خويش را بار ديگر به اثبات رساند.
سردار سرافراز دوره دفاع مقدس و دكتراي اقتصاد امروز در كارزار رقابت هاي انتخاباتي تا همين جا طوري عمل كرده است كه سرور و غرور دوستدارانش را دو چندان ساخته و جمع كثيري از ملت نيز امروز مي بينند كه او برنامه دارترين و قاطع ترين نامزد در صحنه انتخابات است، در حالي كه برنامه ها و قاطعيت خود را در مسير تشكيل دولت ائتلافي و استفاده از همه ظرفيت هاي كشور قرارداده، ايثارگرانه و با تهور به صف جبهه متحد انحصارگرايي زده و ادبيات نويني را در جامعه ايران ترويج مي نمايد.
براي پاسخ به سؤال "چرا محسن رضايي؟" توجه به همين نكات و آنچه در روزهاي تبليغات رخ داده كافي است، اما باز خواني نكاتي چند از آنچه او در اين روزها گفته خالي از لطف نبوده و پاسخي عيني تر به علت انتخاب رضايي و توجه كارشناسان و اقشار مردم به نظرات او را بدست مي دهد.
دقت بر اين گفته ها(كه نقل به مضمون مورد اشاره قرار مي گيرد) روشن مي سازد كه چرا رضايي در بازي رنگ ها و انگ ها، با رنگ صداقت و صراحت ، امروز متفاوت ترين نامزد، پديده صحنه انتخابات و منطبق ترين نامزد با مصالح و منافع ملت و كشور عزيزمان ايران است؟
*تحول مديريتي و خاطره شهيد بزرگوار
ضرورت تحول مديريتي از شاخصه هاي گفتار رضايي است؛ او در يكي از برنامه هاي تلويزيوني خاطره اي از شهيد بزرگوار زين الدين نقل كرد كه روزي ايشان آمد و تقاضاي تعويض خود با برادراني ديگر داشت و مي گفت من مي خواهم به آنها كمك كنم، بگذاريد جانشين آنها باشم نه فرمانده شان، كه قبول نكردم؛ اما ببينيد الان روحيه و روش مديريتي كشور چگونه است؟
در دوران دفاع مقدس شهروند ايراني اهل بندر عباس و آذربايجان و ديگر نقاط در يك يگان جانانه از ميهن دفاع كردند، امروز چرا نتوانيم با هم كار كنيم؟
مگر در آمريكا خانم كلينتون با اوباما رقابت نكرد؟ مگر گيتس وزير دفاع بوش و اوباما نيست؟ مگر از كارتر در دوره بوش در مسايل ديگر نقاط استفاده نشد؟ چطور آنها با هم كار مي كنند؟ ما چرا نتوانيم؟
من محدوديتي براي استفاده از نيروهاي ارزشي و توانمند در كشور ندارم؛ مثلا ظرفيت آقاي خاتمي مي تواند در مسائل مربوط به اروپا و آمريكا مورد استفاده دولت و نظام قرار گيرد، يا آقاي هاشمي در مسائل منطقه خاورميانه و خليج فارس و آقاي ناطق در مسائل روسيه و آسياي مركزي و دوستان ديگر مثل آقايان ولايتي و روحاني در جاهاي ديگر، اين ها ظرفيت هاي متعلق به كشور هستند كه برايشان هزينه شده است.
من سرباز ملت ايران هستم از خيابان ها و جبهه ها بالا آمده و راه استفاده از منابع انساني را بلدم و مي دانم عملگرايي چه مزايايي دارد، شعار عمل نكرده هم ندارم.
*اتوبان را قبل از حركت آماده كرده ام
حدود دوازده سال كار كارشناسي براي برنامه هايم دارم ،يك بخش آن عملياتي شده در واقع با زحمت دوستان بخشي از برنامه ها به سند چشم انداز و سياست هاي كلي تبديل شده و رهبري آن را ابلاغ كرده اند.
براي حركت خود از قبل اتوبان ساخته ام. انقلاب اقتصادي، تحول فرهنگي و اصلاح سياسي را بند به بند قانون و برنامه كرده و پي گيري خواهم كرد.( مي دانيم كه دكتر رضايي اعلام داشته قانون و برنامه حقوق شهروندي را در حدود 500 بند تهيه و به مجلس ارائه خواهد كرد، همچنين محورهاي انقلاب اقتصادي ايشان نيز منتشر شده و در برنامه هاي تبليغي در حال تشريح و تبيين است.)
كسي كه مسئول شود و بگويد نگذاشتند كار كنم، اين اهانت به ملت و غير قابل قبول است. بايد پرسيد كي متوجه شديد نمي توانيد يا نمي گذارند كار كنيد؟ قبل از قبول مسئوليت، طي دوره مسئوليت يا بعد از آن؟ اين حرف ها پذيرفتني نيست.
*عينيت، صداقت و صراحت در كلام رضايي
اين مجال فرصت آن نيست كه تمام گفته هاي دكتر رضايي در ايام تبليغات آورده شود اما در تبيين نظرات وي توجه به عينيت، صداقت و صراحت گفتار او ضروري است، مثل اين گفته ها:«صندوق توسعه ملي از درآمدهاي نفتي را در سال اول دولت، تشكيل مي دهم. طي 4 سال حداقل 100 ميليارد دلار سرمايه خارجي در ايران جذب مي كنم. نفت را به سرمايه مولد در كشور تبديل خواهم كرد. در كنار كابينه رسمي كابينه سايه(حامي فكري دولت) را تشكيل مي دهم. براي مدت 3 سال 50 درصد از حقوق فارغ التحصيلان دانشگاه ها را به بنگاه هايي كه آنها را جذب مي كنند پرداخت خواهم كرد. بحث رابطه ايران و آمريكا را با طرح مشخص از آسمان به زمين خواهم آورد و ده ها مورد ديگر كه رضايي عيني، صميمي و قاطع با مردم در ميان گذاشته است و گوهر وجودي اين ديرآمده به صحنه انتخابات و اين عامل به تكليف را نمايان تر از پيش ساخته است.»
*پديده صحنه انتخابات
تنها چند روز ديگر مردم ايران براي انتخاب رئيس جمهور خويش به پاي صندوق هاي راي خواهند رفت، نتيجه انتخابات هر چه باشد محسن رضايي مهر خود را به اين انتخابات زده و تاثير خويش را بر آن نهاده است.
او هوايي تازه و روحي جديد در كالبد رقابت هاي سياسي ايران دميده است. فرصت و امكاناتش كمتر از ديگران بوده، اما همين تنگناها خود اثبات كننده صداقت و راستي او در بيان كاستي ها و موانع پيش رويش براي ارتباط با مردم است او در فيلم مستند زندگي اش گفت: وقتي از سپاه بيرون آمدم ديدم آنچه نگرانش بودم رخ داده، قدرت همچون غنيمتي تقسيم شده و بدون قرار گرفتن ذيل يك جناح و ليست راه ها بسته است و معتقدم اگر درايت رهبري نظام نبود همين مجال اندك هم براي امثال من فراهم نمي بود.
به هر حال او از مجال اندك استفاده بهينه كرده و امروز در صحنه است اگر چه مجالش كم است اما توان و عيارش بسيار بالاتر از برخي مدعيان است.
به او اعتماد كرده ايم و بدين اعتماد مفتخريم. دكتر رضايي در دانشگاه شريف گفت:« به هر كس خواستيد راي بدهيد اما باور كنيد جوانان فرصت ها و فرشتگان نجات اين كشور هستند.» رضايي روي نگاه و نظر جوانان حساب ويژه باز كرده و به آنها اطمينان دارد؛ آينده نيزازآن جوانان است، باور داريم هم امروز و هم فردا متعلق به نگاه و افكار جوان است، همان كه صداقت، عينيت و صراحت را مي پسندد.
شما چطور؟ آيا در نگاه و افكارتان رد و طرحي از جواني هست؟
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 15:2 توسط :: سیدمحمد ::
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 2:21 توسط :: سیدمحمد ::

محسن رضایی در تعظیم ایام الله خرداد، ماه حماسه های بزرگ و حادثه های عظیم و امتحانهای الهی، پیامی را خطاب به همرزمان خود در هشت سال دفاع مقدس صادر کرد.
به گزارش مهر، متن این پیام بدین شرح است:
خردادماه، در تقویم تاریخ انقلاب اسلامی، تابلوی بزرگی از ایثار و فداکاری ملت ما را به نمایش میگذارد. سوم خرداد، سالروز به ثمر نشستنِ فداکاری رزمندگان اسلام در فتح خرمشهر، چهاردهم خرداد، سالروز ارتحال معلم بزرگ ایثار و فداکاری در عصر حاضر و معمار بزرگ انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و پانزدهم خرداد یادآور آغاز نهضت اسلامی به زعامت امام خمینی(ره)، همه و همه یک پیام مشترک دارند و آن اینکه نیل به اهداف بزرگ جز با ایثار و فداکاری میسر نیست. لذا در خردادماه، همراه با یاد امام(ره) بار دیگر حماسه جاودان فداکاری رزمندگان، تحت لوای امام در خاطرهها زنده میشود.
امروز، بار دیگر با یادآوری آن حماسههای بزرگ، یاد شهیدان والامقام سوم و پانزدهم خرداد در خاطرهها زنده میشود. پیام شهیدان قم، ورامین و سایر بلاد در پانزدهم خرداد سال 1342 و فریادهای شهیدان حسن باقری، احمد متوسلیان، صیاد شیرازی، احمد کاظمی، حسین خرازی، مهدی باکری، دقایقی، بقایی، بابایی، علی هاشمی، زین الدین و سایر شهیدان گرانمایه در عملیات غرورآفرین و طاقت فرسای آزادسازی خرمشهر، در گوشمان طنین می اندازد و ما را به رسالتی عظیم فرا میخواند که در راه تعالی انقلاب، از هیچ کوششی (حتی اهدای جان و آبرو) نباید دریغ کنیم.
عزیزان و گرامیان ،
در دوران سخت دفاع مقدس با احساس وظیفه به میدان آمدید و با هم توانستیم به بسیاری از اهداف، در زمان حیات امام(ره) دست یابیم و بخشی دیگر را هم پس از ارتحال آن پیشوای الهی و در زعامت خلف صالح او، محقق نماییم به گونهای که امروز، نه تنها تمامی سرزمین های اشغال شده از چنگ دشمنان بیرون آمده، بلکه دوستان جمهوری اسلامی که در زمان رزم علیه صدامیان در کنار شما بودند، آقایان: طالبانی، نوری مالکی و حکیم، حکومت عراق را اداره میکنند.
تاریخ برای همیشه شهادت خواهد داد که در آن روزهای حماسه و خون، با عنایت الهی، توانستیم کارهای بزرگ را با مدد یکدیگر به انجام برسانیم و کشور را از اشغال نجات دهیم.
اقدامات بزرگی همچون آزادسازی سرزمین های ایران اسلامی از جمله فتح عظیم خرمشهر، بی تردید، بدون گردهم آمدنِ نیروهای صادق و مخلص، که انگیزه ای جز دفاع از اسلام و انقلاب نداشتهاند، امکان پذیر نبود.
به راستی اگر در آن روزگار سخت، این انسان های صدیق و خالص دور هم جمع نمیشدند و با مدیریت خاص خود، صحنه نبرد را اداره نمی کردند، چگونه امکان داشت چنین حماسههایی خلق شود؟ آیا بیرون راندن فقر، گرانی، بیکاری و عقب ماندگی از کشور، کمتر از بیرون راندن دشمن از سرزمینهای اسلامی ایران اهمیت دارد؟ امروز هم با همدل شدن و همراه شدن و تغییر الگوی مدیریتی کشور، خلق حماسههایی بزرگ، عملی است.
می توان حماسهای جدید خلق نمود و راه شهدا را با صلابت، ادامه و مسیر کشور را به سوی تعالی و پیشرفت بیشتر، سوق داد. شأن ملت ایران بالاتر از آن است که از فقر، گرانی، بیکاری و عقب ماندگی رنج ببرد. این ملت بزرگ، همچون گذشته می تواند دست همت به کمر زده و آینده ای پر نشاط برای خود بیافریند. سالانه هشت میلیون پرونده قضایی، هفتاد هزار کشته و زخمی در جادهها و هزاران معتاد و آلوده به مواد مخدر و ادامه گرانی و تورم چهل ساله و بیکاری صدها هزار جوان و بهره وری پایین و اسراف وحشتناک دهها میلیارد تومان در سال، زیبنده ایران اسلامی نیست.
با کمک جوانان غیوری که انقلاب و جنگ را از نزدیک ندیده اند ولی دلشان برای سربلندی و عزت ایران می تپد و به عشق ایران سرافراز، زنده اند، می توان کارهای بزرگ انجام داد. کارآفرینان امروز باید به میدان بیایند و نقش موثر خود را ایفا کنند. رزمندگان صحنه پیشرفت کشور باید همت کنند و راه بیفتند تا بار دیگر ببینند که چگونه می توان فتحالمبین و بیتالمقدسِ اقتصادی و فرهنگی را اینبار در عرصه پیشرفت کشور تکرار کرد و به یاری حضرت حق، ایران را به جایگاه شایسته آن در جهان رسانید. باید پر امید، در این صحنه، دست به دست هم داده و گام های بزرگ برداریم. می توان قطره ها را به هم پیوند داد و از آنها دریا ساخت و قطره دریاست، اگر با دریاست. بنابراین ساختن آینده در انتظار گامهای استوار شماست.
من در این عرصه، همچون آن دوران سخت، بار دیگر، دست یاری به سوی شما دراز می کنم تا آنچه که خداوند وعده داده است با گامهای پر صلابت شما محقق گردد. لازم بود دغدغه های خود را صمیمانه با شما که همیشه همراه امام، رهبر معظم انقلاب اسلامی و برادر و همرزمتان بودهاید، در میان بگذارم، ولی تأکید می کنم؛ همانگونه که اینجانب برای ورود به عرصه فعالیتهای فرهنگی، سیاسی، تمامی مقررات و ضوابط را رعایت نمودم، رعایت وصیت نامه حضرت امام(ره) و مقررات قانونی در خصوص عدم ورود نظامیان به مناقشات سیاسی، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ (محمد (ص) آیه 7)
ان ینصرکم الله فلا غالب لکم (آل عمران آیه 160)
به امید خلق حماسه ای دیگر و سرنوشتی بهتر و شایسته تر
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 9:43 توسط :: سیدمحمد ::
چندی است که زمزمههایی در برخی از محافل درباره لزوم تأویل و تفسیر سخنان رهبر کبیر انقلاب اسلامی که پیاپی نسبت به مخاطرات جدی دخالت نیروهای نظامی در مسائل سیاسی داخلی مرتبط با احزاب و جناحها و گروهها هشدار دادهاند به گوش میرسد، این اظهار نظرها متأسفانه بر خلاف نص پیامهای صریح و غیرقابل تأویل امام خمینی در حالی مطرح میشوند که بیش از چند ماه به انتخابات بسیار مهم مجلس شورای اسلامی نمانده است، از این رو دغدغه دلسوزان انقلاب اسلامی نسبت به یکی از مهمترین دستآوردهای انقلاب و نهضت امام قابل درک است؛ اما مهمتر از آن این واقعیت تلخ و دردناک است که هنوز در حالی که بیش از دو دهه از رحلت معمار کبیر این نظام مقدس نمیگذرد که سخنان بیتکلف و آشکار امام خمینی بعضاً به مضامینی برخلاف منظور امام راحل تفسیر و ترویج میشود؛ اکنون که هنوز طنین صدای امام در گوش جان میلیونها تن از پیروان او در جمع یاران نسل اول و دوم انقلاب باقی است و اکنون که هنوز بحمدالله جمع زیادی از رزمندگان و ایثارگران و جانبازان انقلاب که بارها هشدارهای امام خمینی در این باره را مستقیماً از کلام و پیام او شنیدهاند حضور دارند، اینچنین بعضاً وصایا و هشدارهای او در این باب نادیده گرفته میشود چند دهه دیگر وضعیت چگونه خواهد بود.
آنچه را که در ادامه این نوشته خواهید خواند سخن و تحلیل اینجانب نیست، بلکه مستند به عین متن رهنمودها و پیامهای امام خمینی است، اگر هنوز بر سر پیمانهای بیشماری که با امام بستهایم وفاداریم و اگر این پیام روشن رهبر معظم انقلاب را باور داریم که «راه ما راه امام خمینی است» باید در آموزهها و هشدارهایی که امام خمینی آنهم از موضع مرجع دینی و رهبر کبیر انقلاب و فرمانده کل قوا خطاب به عزیزان بسیجی و سپاهی و ارتشی فرمودهاند تأمل کنیم و تکلیف خویش در قبال تأویلها و رویکردهای مخالف آن مشخص سازیم.
اجازه دهید قبل از نقل وصایا و هشدارهای امام، ابتدا نمونهای از تفسیرهایی که اشاره شد را نقل کنم: بنا به نقل سایتهای مختلف خبری، امام جمعه محترم یکی از مراکز استانها در جمع بسیجیان سخنانی فرمودهاند که مطمئناً از سر تعهد و دلسوزی بوده است اما احتمالاً ایشان تمام مواضع امام خمینی در اینباره را در اختیار نداشتهاند. فرازهایی از سخنان ایشان بدین شرح است: «این که میگویند سپاه پاسداران و بسیج به عنوان نیروهای نظامی نمیتوانند در سیاست مداخله کنند و آن را به امام نسبت میدهند حرف دشمنان خدا و جریانات فاسدی است که بسیج را سد راه خود میداند. معنای این که بسیج در سیاست دخالت نکند این است که بسیج سکولار و بیدین شود... امام هیچگاه چنین چیزی نفرمودند و شما حواستان جمع باشد که مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگیرید... من از فرماندهان میخواهم که در جلسات مقابل این شایعهها مقاومت کنند». این امام جمعه محترم برداشت و تفسیر خود از نهی صریح امام خمینی در این زمینه را محدود به این معنی میداند که: «در زمان انتخابات مجلس دوم یا سوم بود که امام(ره) فرمودند نیروهای نظامی اعمال نفوذ نکنند یعنی مردم را به زور وادار نکنند که به چه کسی رأی بدهند، چرا که خلاف انتخابات آزاد است» ـ در ادامه با ملاحظه متن صریح سخنان امام خمینی مشخص خواهد شد که هشدارهای مکرر امام خمینی در این زمینه منحصر به انتخابات مجلس دوم و یا سوم نبوده بلکه بهعنوان یک اصل تخطی ناپایدار و دستورالعمل و وصیت همیشگی مطرح شده است ـ امام جمعه محترم در ادامه با تأکید بر مبارزات امام رضا(ع) با جریانات الحادی و التقاطی داخلی و تهاجم فرهنگی خارجی و تأکید بر اینکه «ما سابقه بسیج را از امام رضا(ع) داریم» میگوید «باید برای تحقق رسالت بسیج از این نسخه استفاده کنیم، رسالت بسیج تنها به عنوان یک ارگان نظامی جنگ با دشمن خارجی نیست، بلکه مقابله با جریانات داخلی است! ... 8 سال جنگ و خون شهدا معلوم کرد که انقلاب باید دست چه کسی باشد و امروز کار به جایی رسیده است که مردم حاضر نمیشوند یک فرد کمتر از حزباللهی ذوب شده در ولایت را قبول کنند... از آنجایی که دشمن به دنبال جریانات داخلی است، بنابراین کار بسیج نیز باید برانداز جریانات منافقانه و مضر باشد چرا که بسیج پاسدار انقلاب است، شما هرجا هستید باید توجه داشته باشید که جریانات ضدولایی و آلوده در جامعه رشد نکنند.»
از خوانندگان محترم تقاضا میشود در تحلیل و رویکرد فوق و خصوصاً این جمله که نهی از مداخله نیروهای نظامی و سپاه و بسیج در سیاست را حرف دشمنان خدا و جریانات فاسد دانستهاند و نسبت آنرا به امام ناروا معرفی کردهاند تأمل کنند، چنانکه اشاره شد مدتی است که مکرراً مشابه همین تحلیل این سو و آن سو شنیده میشود.
اینک به دقت سخنان و مواضع امام خمینی را در این باره مرور کنیم: امام خمینی در 24 اسفند 1360 یعنی در شرایطی که نه تنها در عرصه جریانات داخلی کشور احزاب نیرومند اسلامی حضور فعال داشته بلکه هنوز جنایتهای سازمان منافقین در اوج بود، و حزب توده و بسیاری از احزاب کمونیستی و ملیگرا رسماً و علنی فعالیت میکردند، یعنی در شرایطی که اگر قرار بود سپاه و بسیج و قوای نظامی در مسائل سیاسی احزاب مداخله کنند قطعاً آن دوران مصداق بارز آن بوده است اما امام خمینی که بنیانگذار این نظام الهی و پایهگذار بسیج و سپاه و ارتش جمهوری اسلامی است با صراحت میفرماید: «ورود سیاست در ارتش شکست ارتش است، این را باید بدانید و شرعاً جایز نیست».
برخلاف برخی تحلیلهایی که اخیراً در مورد لزوم جانبداری بسیج و سپاه از رشد و توفیق احزاب و جناحهای سیاسی خاص و خالص دینی میشود امام خمینی در همین سخنرانی ـ و در فرازهایی دیگر که نقل خواهد شد ـ ورود قوای نظامی و بسیج به عرصه مناقشات سیاسی حتی به نفع خالصترین جناحها و جریانهای صددرصد اسلامی را نیز صراحتاً نهی کرده است. امام میفرماید:
«من عرض مىكنم به همه این قوا و به فرماندهان این قوا كه این افراد در هیچیك از احزاب سیاسى، در هیچیك از گروهها وارد نشوند. اگر ارتش یا سپاه پاسدار یا سایر قواى مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز باید فاتحه آن ارتش را خواند. در حزب وارد نشوید، در گروهها وارد نشوید اصلاً. تكلیف الهى ـ شرعى همه شما این است كه یا بروید حزب یا بیایید ارتش باشید؛ مختارید از ارتش كنارهگیرى كنید بروید در حزب، میل خودتان، اما هم ارتشى و هم حزب، معنایش این است كه ارتشى باید از ارتشىاش دست بردارد، بازیهاى سیاسى باید توى ارتش هم وارد بشود. در هر گروهى كه وارد هستید باید از آن گروه جدا بشوید، ولو یك گروهى است كه بسیار مردم خوبى هم هستند، ولو یك حزبى است كه بسیار حزب خوبى هست، لكن اصل وارد شدن در حزب براى ارتش، براى سپاه پاسداران، براى قواى نظامى و انتظامى وارد شدنش جایز نیست، به فساد مىكشد اینها را. و من عرض مىكنم كه كسانى كه در رأس ارتش هستند و كسانى كه در رأس سپاه پاسداران هستند موظف هستند كه ارتش را و سپاه را و سایر قواى مسلح را از احزاب كنار بزنند و اگر كسى در حزب هست، باید او را از ارتش بگویند یا در آنجا یا در اینجا و همینطور سپاه پاسداران و همینطور سایر قواى مسلح باید وارد در جهات سیاسى نشوند تا انسجام پیدا بشود. اگر وارد بشوید، بالاخره به هم خواهید زد خودتان را و بالاخره در مقابل هم خواهید ایستاد و نظام را به هم خواهید زد و اسلام را تضعیف خواهید كرد. تكلیف همه شما این است كه با هم باشید بدون اینكه در یك حزب یا در گروهى وارد شده باشید، هر گروهى مىخواهد باشد. گروه فاسد كه انشاءاللّه، وارد نمىشوید، گروههاى بسیار خوب هم وارد نشوید. باید شما مستقل، بدون اینكه پیوند به یك گروهى داشته باشید مستقل باشید و از حزب اللّه تعالى شأنه. ...
این گروههاى اسلامى هم نباید دخالت در امور ارتش بكنند و نباید در آنجا افراد داشته باشد، تا بتوانید یك عضو صالح و یك ارتش و سپاه پاسداران منسجم و صالح و قدرتمند باشید. ورود سیاست در ارتش شكست ارتش است، این را باید بدانید و شرعاً جایز نیست. و من امر مىكنم به شما كه یا در ارتش یا در حزب، دوم ندارد كه بخواهید هم ارتشى باشید، هم حزبى، نمىشود.»
امام جمعه محترم ـ که اشاره شد ـ سخنان خویش را به مناسبت میلاد امام رضا(ع) در جمع بسیجیان مطرح کرده بود نکته اتفاقی جالب توجه آنکه سخنان زیر از امام خمینی نیز به مناسبت سالروز تولد امام هشتم(ع) در جمع مسئولین نظام ایراد شده است: «همه دنیا كه دنبال این هستند كه ارتششان از امور سیاسى كنار باشد، آنها یك چیزى مىفهمند كه مىگویند این را ـ ما كه مىخواهیم كه سپاه و ارتش جنداللّه باشند و دستهبندى نداشته باشند و جهات سیاسى را كنار بگذارند، براى اینكه اگر جهات سیاسى و مناقشات سیاسى در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم.»
امام خمینی، همان عزیزی که بوسه بر دست و بازوی بسیجیان و سپاهیان را افتخار میدانست و آنان را در خالصانهترین مناجاتهای خویش دعا میکرد در همین سخنرانی در روز ولادت امام رضا(ع) با عمق آگاهی که نسبت به خطرهای عظیم ورود قوای مسلح به مسائل انتخاباتی و مسائل سیاسی جناحها داشت فتوا و نظر صریح شرعی خویش را خطاب به اعضای سپاه چنین بیان میکند: «براى سپاهیها جایز نیست كه وارد بشوند به دستهبندى، و آن طرفدار آن یكى، آن یكى طرفدار آن یكى. به شما چه ربط دارد كه در مجلس چه مىگذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند كه بین سپاهیها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد مىشود، جریانى دارد، به سپاه چه كار دارد كه آنها هم اختلاف پیدا كنند؟ براى سپاهجایز نیست این. براى ارتش جایز نیست این. سپاهى را از آن تعهدى كه دارد، از آن مطلبى كه به عهده اوست باز مىدارد و همین طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در كردارمان كه در محضر خداى تبارك و تعالى واقع است، باید فكر بكنیم...»
امام خمینی در سال 62 خطاب به نماینده خویش در سپاه پاسداران (شهید محلاتی) و مسئولین سپاه اصفهان میفرماید: «...اصفهان مردم خوب و متدینی دارد، آقایان كه آنجا مىروند توجه داشته باشند كه به هیچ كس گرایش پیدا نكنند، و سعى كنند سپاه مستقل باشد، البته نسبت به همه با صمیمیت برخورد كنید، سعى كنید اختلاف نظرها را كه در تمام جاهاست به سپاه نكشانید.»
این عین سخن امام خمینی است که زمان تشکیل وزارت سپاه فرموده است: «باید سعی کنید جهات سیاسی در سپاه وارد نشود، که اگر افکار سیاسی وارد سپاه شود جهات نظامی آن از بین میرود. همیشه به سپاه سفارش کنید که آنان خودشان را یک جنگنده خدمتگزار مردم بدانند»
و امام خمینی در پیام 29 فروردین 1361 خطاب به تمامی نیروهای نظامی چنین مینویسد: «از امور مهمى كه باید تمام نیروهاى مسلح از آن پیروى كنند و اغماض از آن به هیچوجه نمىتوان كرد و باز هم تذكر دادهام، آن است كه هیچیك از افراد نیروهاى مسلح، چه ردههاى بالا یا پایین در حزب و گروهى با هر اسم و عنوان نباید وارد شوند، هرچند آن حزب و گروه صددر صد اسلامى و به جمهورى اسلامى وفادار باشند. و هر كس در یك حزب و گروه وارد شد باید از ارتش و سپاه و سایر قواى انتظامى و نظامى و قواى مسلح خارج شود. و فرماندهان و مسئولان موظف هستند كه هر كس در یكى از احزاب یا گروههاى سیاسى یا دینى وارد شد به او تذكر دهند كه از حزب و یا گروهها و یا سازمان خارج شود، و اگر تخلف كرد او را از ارتش یا دیگر قواى مسلح اخراج كنند، و همه افراد موظفاند چنین اشخاصى را به فرماندهان معرفى نمایند. و باید توجه داشته باشند كه ورود قواى مسلح در احزاب و گروهها و سازمانها، پایه قواى مسلح را متزلزل خواهد كرد و غفلت از این امر موجب پیگرد خواهد بود.»
در برخی از تحلیلها چنین زمزمه میشود که نهی و هشدارهای امام مربوط به ارتش و سپاه است و شامل بسیج نمیشود همچنین چنانکه نقل شد برخی نهی امام را مربوط به یک دوره خاص در انتخابات مجلس دوم و یا سوم دانستهاند، فرازی که ذیلاً نقل میشود، از وصیتنامه جاوید امام خمینی است که آن را برای همیشه و خطاب به همه وفاداران به راه و رسم انقلاب اسلامی به نسل حاضر و نسلهای آینده نوشتهاند. اهمیت این موضوع بدان حد بوده است که امام آن را در بندی مستقل خطاب به نیروهای مسلح آن هم در وصیتنامه آورده است که در آن وصایا و خطمشیهای اصولی و تأویلناپذیر خویش را به عنوان منشور همیشگی انقلاب اسلامی ابلاغ کرده است.
آنانکه به راه و رسم امام وفادارند و هزاران بار در شعارهای حقیقتاً برخاسته از عمق جانشان از بیوفایی کوفیصفتان تبری جسته و تا پایان عمر به رهروی راه امام پیمان دارند خصوصاً فارغ التحصیلان «مدرسه عشق»، بسیجیان دریادل و سپاهیان عزیز، تفسیر و منظور امام را از خود کلام امام و از متن وصیتنامه او بجویند که فرمود: «وصیت اكید من به قواى مسلح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامى در احزاب و گروهها و جبههها است به آن عمل نمایند؛ و قواى مسلح مطلقاً، چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازیهاى سیاسى دور نگه دارند. در این صورت مىتوانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراى دفاع و مجلس شوراى اسلامى وظیفه شرعى و میهنى آنان است كه اگر قواى مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملى انجام دهند یا در احزاب وارد شوند كه ـ بىاشكال به تباهى كشیده مىشوند ـ و یا در بازیهاى سیاسى وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شوراى رهبرى است كه با قاطعیت از این امر جلوگیرى نماید تا كشور از آسیب در امان باشد.»
هرگز فراموش نکنیم آنچه که امام خمینی با بینش ژرفی که عمیقترین مسائل سیاسی گذشته و حال جهان و ایران را میشناخت در فراز فوق تکلیف همیشگی سپاه و بسیج در موضوع مناقشات سیاسی و جناحی و در عرصه فعالیتهای انتخاباتی و دیگر زمینههای مسائل سیاسی را با وضوح کامل روشن کرده است این وصیت همان کسی است که اسلام را عین سیاست میدانست و تفکیک دین از سیاست را هرگز روا نمیشمرد. امام با شناخت دقیقی که از شرایط جامعه ایران داشت و با اشرافی که به تکالیف عمومی و اختصاصی اشخاص و نهادها و قشرهای مختلف داشت در مقام راهبری نظام اسلامی و فرمانده کل قوا بخوبی این حقیقت را دریافته بود که نیروهای مسلح عموماً، و بخصوص دو نهاد برآمده از متن انقلاب اسلامی یعنی سپاه و بسیج که حافظان مسلح این مرز و بوم و پاسداران جان بر کف انقلاب اسلامیاند هر گاه به وادی مناقشات احزاب و گروههای سیاسی ـ که بطور طبیعی و همواره در جامعه با دیدگاهها و سلایق مختلف حضور دارند ـ وارد شوند بمنزله سم مهلکی است که آنان را از مظاهر وحدت و انسجام ملی و اسلامی به مظهر حمایت از این جناح و آن حزب متنزل میسازد و افزون بر خطر اختلافات داخلی که از این ناحیه در درون مهمترین نیروهای حافظ کشور و انقلاب پدید میآورد به تدریج آنان را از حمایت افکار عمومی تمامی اقشار ملت که لامحاله دارای گرایشات مختلف و متکثر میباشند محروم میسازد. و خدای ناکرده اگر رویکرد اصولی که برگرفته از خطمشی امام و مقام معظم رهبری بر بیطرفی قوای مسلح نسبت به مناقشات سیاسی و انتخابات و تعاملات احزاب و گروههای درون نظام تاکنون حاکم بوده است، بهتدریج تحت تأثیر تفسیر و رویکردهای جناحی و سیاسی تغییر کند و عزیزانی که سرمایههای بیبدیل حراست از کیان ملک و ملت و انقلابند به عرصه منازعات جناحها کشیده شوند و در انتخابات با توجیهاتی همچون تکلیف شرعی و انقلابی برخلاف صریح وصایای امام و رهبری به نفع این گروه و آن گروه وارد میدان شوند یقیناً به کیان جایگاه رفیع ایشان در نزد افکار عمومی و همچنین به سلامت روندی که طبق نظر امام و رهبر انقلاب، حراست از سلامت آن واجب شرعی و عینی است صدمات جبرانناپذیر وارد خواهد شد. البته آنچه که گفته شد صرفاً دغدغههایی است پیشگیرانه که قطعاً فرماندهی معظم کل قوا و مسئولین و سرداران متعهد و آگاه سپاه و بسیج و یادگاران دفاع مقدس کاملاً مراقبند و انشاءالله هیچگاه چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
اینکه گفته شده است نهی امام از دخالت نیروهای مسلح و بسیج در سیاست منحصر به انتخابات دور دوم و یا سوم بوده، آنهم با این تعبیر که منظور امام جلوگیری از به زور وادار کردن مردم برای رأی دادن در انتخابات بوده است در پاسخ باید گفت اولاً شأن ملت بزرگ ایران و امام آزادیخواه آن و شأن عزیزان سپاهی و بسیجی و ارتشی در دوران انقلاب اسلامی همواره بالاتر از آن است که فرمانده کل قوا از آنان بخواهد که به زور کسی را وادار به رأی دادن نکنید. این ادبیات مربوط به دوران طاغوت و زمانی بود که مردم هیچکاره بودند و به تعبیر امام، زور سرنیزه حکومت میکرد، ثانیاً همانگونه که در سخنان امام مشاهده میکنیم مبنای ایشان در هشدارها و نهی مذکور و وصیتنامه خویش مبنای استدلالی و منطقی است که اساس آنرا پیشگیری از خطرات مهلک ورود مناقشات سیاسی و گروهی در قوای مسلح تشکیل میدهد. اگر در انتخابات نیز که مصداق بارز فعالیتهای سیاسی جامعه است امام خمینی تذکرات خویش را مؤکداً بیان کردهاند از همین باب است که مبادا اعضای قوای نظامی کشور به عنوان تکلیف دفاع از احزاب صد در صد اسلامی و به عنوان مقابله با جریانهایی که از دیدگاه جناحی، آنها را منحرف و آلوده و یا نامحرم میدانند و در مسائل انتخابات و جناحبندیهای آن به نفع یک جریان وارد شوند. پرسش و پاسخ زیر که در شفافترین وجه ممکن صورت گرفته است حجت را بر همه پیروان امام تمام میکند که منظور از این هشدارها چیست. پس از شهادت نماینده امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (شهید محلاتی)، جانشین وی در سپاه طی نامهای به امام خمینی مینویسد: «]با فرا رسیدن ایام انتخابات مجلس شوراى اسلامى و امر موهکد حضرتعالى در مورد عدم ورود نیروهاى مسلح در مناقشات سیاسى استدعا دارم به دلیل ابهاماتى كه براى بعضى برادران پیش آمده است، در صورت امكان پاسخ دو سؤال ذیل را مرقوم فرمایید: 1ـ مسئولیت رسیدگى به مسئله عدم ورود نیروهاى سپاه و بسیج در مناقشات سیاسى بر اساس حكم حضرتعالى بر عهده نماینده حضرتعالى و شورایعالى سپاه بوده است. آیا اینجانب به عنوان جانشین نمایندگى حضرتعالى در مورد رسیدگى به تخلفات در امر انتخابات كه مصداق روشن عدم ورود در مناقشات سیاسى است مسئولیتى دارم یا خیر؟ 2ـ آیا این حكم، خاص سپاه كشورى (سپاه قدیم) است یا شامل نیروهاى سه گانه سپاه كه به امر حضرتعالى تشكیل شده است نیز مىباشد؟ امام خمینی نیز در پاسخ چنین مینویسند:
بسمه تعالى
در مورد مسئله اول جنابعالى مسئول مىباشید. و در مورد دوم، حكم شامل همه سپاه ـ سپاه قدیم و نیروهاى سهگانه سپاه مىباشد.
66/11/19 ـ روحاللّه الموسوى الخمینى»
نکته آموزنده آنکه امام خمینی که میخواست بسیج و سپاه و ارتش مظهر وحدت و انسجام و همبستگی ملی باشند و نه عرصه مناقشات سیاسی و جناحی، به عنوان فرمانده کل قوا خود ایشان بیش از همه عامل به این سفارش اکید بود. فرمان ایشان در اوج منازعات سیاسی و جبههبندیهای گروهها در کشور، خطاب به اعضای دفتر خویش و پاسداران بیت چنین است:
«من اخطار مىكنم به تمام كسانى كه در دفتر هستند و یا در دفتر و منزل اینجانب مىآیند كه باید با كمال بیطرفى و بىنظرى عمل كنند، و هیچ گفتار یا كردارى كه از آن انتزاع طرفدارى از اشخاص یا گروهها و مخالفت با اشخاص، یا گروهها گردد به جا نیاورند؛ و تخلف از این امر، مخالف شرع و مصلحت انقلاب اسلامى است. و كسانى كه بخواهند تخلف كنند نباید در دفتر یا منزل اینجانب بمانند. و نیز به پاسداران اطراف منزل اخطار مىكنم كه حق ندارند تعرض و خلاف آداب اسلامى با اشخاص از هر گروهى هستند، روحانیون معظم و شخصیتهاى دولتى و انقلابى، رفتار كنند.»
تدکر این نکته ضروری است که در ادبیات امام خمینی«بسیج» در دو معنای عام و خاص بکار رفته است: در معنای عام آن، مراد فرهنگ بسیجی است که نمایانگر اوج معنویت و اخلاص، دفاع از ارزشها و مقاومت تا حد جانبازی در راه اهداف الهی و مشارکت همه جانبه در دفاع از کشور در مواقع خطر و تجاوز دشمنان است؛ در این معنا بسیج شامل همه آحاد ملت است اما آنجا که امام در کنار دیگر قوای نظامی از بسیج نام بردهاند و از موضع فرماندهی کل قوا خطاب به ایشان رهنمود دادهاند ـ نظیر فرازهایی که در این مقاله نقل شد ـ منظور امام: سازمان بسیج و اعضای رسمی آن است که به عنوان بازوی مسلح سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارای هویت سازمانی مشخص و وظایف قانونی معین میباشند. فتاوا و فرامین امام مبنی بر حرمت ورود بسیج و دیگر قوای نظامی در مناقشات سیاسی و احزاب و گروهها مربوط به همین معنای خاص از بسیج میباشد.
چه آنکه کوشش برای اقتدار و اعتلای روزافزون ارتش و بسیج و سپاه سربلند همواره مورد سفارش اکید امام بود و میفرمود:
«من تا آخر پشتیبان ارتش و سپاه و بسیج خواهم بود و تضعیف آنان را حرام میدانم»
این افتخار برای عزیزان سپاهی و بسیجی کافی است که امام فرمود: «شما فرزندان دفاع مقدس و پرچمداران عزت مسلمین و سپر حوادث این کشورید»
در پایان مقاله، این گلواژههای زیبا از کلام دلانگیز را به مناسبت هفته بسیج تقدیم بسیجیان وارسته و وفادار به وصایای امام میکنم که فرمود: بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمرى است كه شكوفههاى آن بوى بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق مىدهد. بسیج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهیدان گمنامى است كه پیروانش بر گلدستههاى رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر دادهاند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاك اسلامى است كه تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامى و بىنشانى گرفتهاند. بسیج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نمودهاند.
حمید انصاری؛ قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره) است.
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 1:4 توسط :: سیدمحمد ::
ارتحال ملکوتی عالم ربانی،عارف پرهیزکارواستاداخلاق
حضرت آیت الله بهجت رحمة الله عليه رابه پيشگاه مقدس
آقاامام زمان(عج)،مقام عظماي ولايت،حوزه هاي علميه،
مريدان ودوستدارانش وجهان اسلام تسليت عرض مي نمايم.
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:16 توسط :: سیدمحمد ::
در حالی که رهبر انقلاب در سخنرانی اول فروردین خود در مشهد، آشکارا ادعای حمایت ایشان از یک کاندیدا در انتخابات را جعل عنوان کردند و در دیدارهای خصوصی با دیگر کاندیداهای ریاستجمهوری بر موضع یکسان خود بنا بر قانون نسبت به همه کاندیداها تأکید کردند، بخشی از محافل قدرت با سوءاستفاده از امکانات سپاه و بسیج در هزینه کردن از جایگاه رهبری اصرار دارند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، این محافل قدرت با سازماندهی افراد منسوب به باند خود و برگزاری همایشهای بزرگ و کوچک، همواره اظهار میدارند که نظر رهبری در انتخابات روی کاندیدایی خاص است؛ از جمله این همایشها، گردهمایی سه هزار روحانی مرتبط با یکی از نهادهای نظامی و سخنرانی حسین شریعتمداری و ذوالنور در حمایت از کاندیداتوری احمدینژاد بوده است.
همچنین در بسیاری از نهادهای دولتی، مسئولان رده پایین بسیج ادارات و نهادها، آشکارا با نام بردن از کاندیدای خاص، مدعی حمایت رهبری از وی میشوند، در حالی که رهبر انقلاب، بارها و بارها از این نوع اظهارات، ابراز نارضایتی کردهاند؛ برای نمونه، «احمد ـ ب»، مدیر عقیدتی و نظارت یکی از بزرگترین دستگاههای اجرایی در تهران، در گردهمایی هفته گذشته نمایندگان بسیج ادارات وابسته، صراحتاً مدعی حمایت و نظر مساعد رهبر انقلاب نسبت به یکی از کاندیداها شده است، یا بسیج مدرسه معصومیه در قم، جلسه تحلیل انتخاباتی خود را با سخنرانی مهرداد بذرپاش، از اعضای ارشد ستاد انتخاباتی دکتر احمدینژاد برگزار کرد و محمد کوثری، فرمانده سابق لشکر 27 تهران و نماینده رایحه خوش خدمت نیز در پایگاههای شهری بسیج به سخنرانیهایی درباره انتخابات میپردازد.
اینگونه اقدامات، علاوه بر آن که با هزینه کردن از جایگاه رهبری و عمل برخلاف نظر صریح ایشان که به لحاظ قانونی و شرعی با اشکالات عمدهای روبهروست، زمینه موضعگیری تند علیه نهاد مقدس بسیج را توسط برخی طیفهای تندرو فراهم میکند و این در حالی است که همه کاندیداهای حاضر در انتخابات ریاستجمهوری، نسبت به حفظ و صیانت از شجره طیبه بسیج، تأکید دارند.
لينك ثابت نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:35 توسط :: سیدمحمد ::